السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
941
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
نووى در شرح حال او گويد : « محمّدبن سعد گفت : او دانش بسيار داشت و دريايى از درياها بود ، به حديث او احتجاج نمىشود ، و مردم در بارهاش بد مىگويند . » « 1 » و ابنخلكان گفت : « مردم دربارهاش بد گفتند چون اعتقاد خوارج را داشت . » گفت : « عبداللَّهبن ابوحارث گفت : بر علىبنعبداللَّهبن عبّاس وارد شدم در حالى كه عكرمه بر دَر مستراح بسته شده بود . گفتم : به غلامتان چنين مىكنيد ؟ گفت : او بر پدرم دروغ مىبندد . » « 2 » و مزى در شرح حال او گويد : « بشربن مفضل از عبداللَّهبن عثمانبن خثيم نقل كرد كه گفت : من و عبداللَّهبنسعيد از عكرمه دربارهى اين آيه پرسيديم : « و النخل باسقات لها طلع نضيد » گفت : گردآمدن شير در آن مانند گرد آمدن شير زنان هنگام زايمانشان است . گفت : پس نزد سعيدبنجبير بازگشتم و آن را برايش بازگو كردم گفت : دروغ گفت ، بُسوق ( باسق بودن ) يعنى طولانى بودن آن . و اسرائيل از عبدالكريم جزرى از عكرمه نقل كرد كه او از اجارهى زمين كراهت داشت . گفت : آن را براى سعيدبن جبير نقل كردم ، گفت : عكرمه دروغ گفت : شنيدم ابنعبّاس گفت : بهترين كارى كه انجام دهيد اجارهى سالانه زمين بدون زرع است . و مسلمبن ابراهيم به نقل از صلتبن دينار ابوشعيب مجنون گفت : از محمّدبن سيرين دربارهى عكرمه پرسيدم گفت : ناراحت نمىشوم كه از اهل بهشت باشد ، و ليكن دروغ گوست .
--> ( 1 ) . تهذيب الأسماء و اللغات 1 / 341 . ( 2 ) . تهذيبالأسماء و اللغات 1 / 341 .