السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

919

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

همراه با آن‌ها نبوده و مراد از حديث توجّه‌دادن به اين است كه عمر از كسانى است كه برترى بسيار در دين به دست آورده است و در آن چيزى نيست كه تصريح كند كه اين صفت منحصر به اوست . » « 1 » شرح‌كنندگان ديگر بخارى نيز همين طور گفته‌اند ، به عينى و قسطلانى در بحث‌هاى ذكر شده مراجعه كنيد . و هم‌چنين : اگر اين حديث صحيح باشد ، زشتى نادانى عمر ظاهر نمىشد ، چون آنان در شرحش گفته‌اند كه دين عورت نادانى را مىپوشاند . و ابن‌حجر در كتاب التعبير گويد : « ابن‌عربى گفت : پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آن را به دين تأويل فرمود ؛ چون دين عورت نادانى را مىپوشاند همان‌گونه كه پيراهن عورت بدن را مىپوشاند . » . . . در حالى كه عورت نادانى عمر براى هر نگرنده در احوال و سيرت او ، نمايان است ، همان‌گونه كه در كتاب‌هاى ياران بزرگوار ما به تفصيل آمده است به ويژه « تشييد المطاعن » . . . و شايد كه واضع حديث از حقيقت حال خليفه آگاهى نيافته است والّا آن را جعل نمىكرد و اين چنين دروغ‌گويان با عمل‌كردشان رسوا مىشوند و خداوند به آن‌چه مىسازند و انجام مىدهند آگاه است . هشدار و تنبيه احتجاج ولىاللَّه دهلوى به خبر رؤياى شير و حديث رؤياى پيراهن براى دانش عمربن‌خطاب ، به روشنى دلالت دارد بر اينكه دست او از حديث شايسته‌اى براى احتجاج در اين باب ، خالى است ؛ والّا به دو خواب ساختگى نمىآويخت ، آن‌هم براى رويارويى با حديث مدينة العلم كه هر دو فرقه بر آن اتّفاق دارند . ليكن اماميه براى اثبات اعلميت سرورمان اميرالمؤمنين عليه السلام از تمام خلائق پس از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به حديث مدينه و همانندش از حديث‌هاى معتبر افزون بر آيات قرآنى تمسّك مىجويند . . . ليكن اعلميت ايشان از راه خواب‌ها نيز ثابت شده است از علم

--> ( 1 ) . فتح‌البارى 12 / 332 .