السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
904
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
3 - همنشينى او با بنىاميّه و انجام كارهايى براى آنان كه حُكم كسى كه با ستمگران رفتوآمد و همنشينى كند و برايشان كار و جايزههايشان را دريافت كند ، روشن است . ذهبى گويد : « سعيدبن عبدالعزيز گفت : هشام از طرف زهرى هفت هزار دينار بدهى او را پرداخت ، و او فرزندش را تربيت و با او همنشينى مىكرد . گفتم : حدود سال 80 بر خليفه عبدالملك وارد شد ، پس از دانش او به شگفت آمد و بخششها به او كرد و بدهىاش را پرداخت . » « 1 » و ابنحجر در شرح حال اعمش گويد : « حاكم از ابنمعين حكايت كرد كه گفت : بهترين اسنادها : اعمش از ابراهيم از علقمه از عبداللَّه . شخصى به او گفت : اعمش مانند زهرى است . گفت : از اعمش مىخواهى كه مانند زهرى باشد ! زهرى مال دنيا و اجازه حاكم را مىبيند و براى بنىاميّه كار مىكند . و اعمش تنگدست و صبور بود و از سلطان دورى مىكرد ، پرهيزكار و دانا به قرآن بود . » « 2 » و عبدالحق دهلوى گفت : « گفته مىشود : او به همنشينى اميران به سبب كم ديانتى مبتلا شد ، براى ضرورتهايى كه برايش پيش آمد ، و همرديفان او از دانشمندان و زاهدان بر او ايراد گرفته و از رفتار او عيبجويى مىكردند ، و همواره مىگفت : در نيكىهايشان شريك هستم و نه كارهاى شرشان . پس مىگفتند : آيا نمىبينى در چه وضعى هستند و سكوت مىكنى . » « 3 » نامهى ابوحازم به زهرى و از اين رو برادرى دينى نامهاى براى زهرى نوشت كه در آن رفتار او را در
--> ( 1 ) . تذكرةالحفاظ 1 / 108 . ( 2 ) . تهذيب التهذيب 4 / 197 . ( 3 ) . رجال المشكاة شرح حال زهرى .