السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

889

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

كنيد ، تا حقيقت امر برايتان روشن گردد . دوم : نقل چيزى از دانش از مردى ، بسنده نيست كه او باب علم باشد ، بر اساس گفته‌هاى مفصّلى كه آورديم مبنى بر اين كه باب مدينة العلم به تمام دانش آن شهر احاطه دارد و متحقّق شدن اين مرتبه براى تمام اصحاب از محالات است . سوم : هر آن‌چه از هر صحابى نقل شود دانش نيست و بعضى از آن‌چه اهل سنّت از اصحاب روايت كرده و در كتاب‌ها و جامع‌هايشان به وديعت نهاده‌اند ، دانش نيست و بسيارى از آن‌چه نقل كرده‌اند ، توسّط آيه‌هاى قرآنى و حديث‌هاى اهل بيت عصمت عليهم السلام به صراحت تكذيب مىشود و روشن است كسانى كه چنين نقل‌هايى از آنان مىشود ، دانشمند به شمار نمىآيند و ابواب علوم نمىباشند . بلكه در ميانشان افرادى چون ابوهريره و امثال او بودند كه به دروغ‌گويى مشهور بودند و دروغ و افترا بستن به رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم با باب مدينة العلم بودن منافات دارد ، و دورى دارنده‌ى چنين صفتى از شهر دانش كاملًا روشن است . چهارم : همگى اصحاب به ويژه آن سه نفر همان‌گونه كه عجيلى در « ذخيرةالمآل » تصريح كرده است از اميرالمؤمنين عليه السلام سؤال مىكردند و در قضيه‌ها و احكام به ايشان مراجعه مىكردند ، و اين مراجعه در نهايت شهرت و تواتر است ، بنابراين چگونه مىتوانند درهايى براى شهر دانش باشند ؛ آن‌گونه كه سرورمان حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام مىباشد ؟ بلكه بعضى از آنان برعكس - به نادانىهاى مفتضحانه شهرت يافته‌اند تا آن‌جا كه ضرب‌المثل شده‌اند . پس گفتن اين كه دانش از رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم به وسيله‌ى ديگر اصحاب رسيده است ، مكابره‌اى آشكار است . و پنجم : بسيارى از اصحاب را نكوهش‌هايى بس بزرگ و زشتىهايى آشكار بود همان‌گونه كه در « تشييد المطاعن » به تفصيل آمده است كه آنان را از عدالت خارج نمود ، بلكه از بعضىها كارهاى بسيار ناپسند سر زد كه از اسلام خارج شدند همان‌گونه كه در كتاب‌هاى اصحاب به ويژه « تشييد المطاعن » آمده است در اين صورت چگونه همه‌ى اصحاب درهاى دانش باقى مىمانند ؟