السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

882

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

همان‌گونه كه شهر دانش بودن را به شخص شريف خود اختصاص داد . . . و حديث در بسيارى از نقل‌هايش ، دنباله‌اى دارد كه معنى حديث را توضيح بيشترى مىدهد و تأكيد مىكند . مانند : « فمن أراد العلم فليأت الباب » و « فمن أراد العلم فليأت باب المدينة » و « فمن أراد المدينة فليأت الباب » و « فمن أراد المدينة فليأتها من بابها » و « فمن أراد العلم فليأته من بابه » و « أنا مدينة العلم و أنت بابها يا على كذب من زعم انّه يدخلها من غير بابها » و « أنا مدينة العلم و أنت الباب ، كذب من زعم انّه يصل إلى المدينة إلّامن قبل الباب » و اين لفظها در نقل‌هاى حاكم و حدثانى و طبرى و حربى و ابن‌مغازلى آمده است ، همان‌گونه كه پيشتر دانستيد . افزون بر آن‌چه پيشتر از كتاب « المناقب » نوشته‌ى ابن‌المغازلى آورده شد كه جابربن‌عبداللَّه انصارى حديث را چنين روايت كرد : « شنيدم رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم روز حديبيه مىگفت در حالى كه بازوى علىبن‌ابىطالب را گرفته بود : اين امير نيكوكاران و قاتل گناه‌كاران است ، پيروز است كسى كه او را يارى مىكند ، سرشكسته است كسى كه او را يارى نكند ، سپس صدايش را بلند كرد و گفت : من شهر دانشم و على در آن است ، هر كس دانش را خواهد ، بايد به سوى آن دَر رود . » « 1 » و از اين جهت اصحاب را ديدى كه بر اين معنى اتّفاق دارند ، و امام به وسيله آن بر افراد شورى احتجاج كرد و آنان هم بدان اعتراف كردند ، و ابن‌عبّاس در برابر عايشه و عمروبن‌عاص در برابر معاويه به آن احتجاج كرد . و هنگامى كه دانشمندان اهل سنّت آن را ديدند : به اين معنى اعتراف كردند و چاره‌اى جز آن نداشتند : گنجى گفت : « باب پنجاه و هشتم در اختصاص يافتن على به فرموده‌اش صلى الله عليه و آله و سلم : « أنا مدينة العلم و علىّ بابها . » « 2 » و محب‌الدّين طبرى گويد : « ذكر ويژگى او ، او درِ خانه‌ى دانش و باب مدينة العلم است از على نقل شده كه گفت : رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم گفت : من خانه‌ى دانش هستم و على در آن است . در المصابيح در احاديث حسن آن را نقل كرد ، و ابوعمر آن را نقل كرد و گفت : من شهر دانش هستم ، و افزود : هر كس دانش را خواهد ، بايد از درش به سوى آن آيد . » « 3 » و حسين‌بن‌محمّد فوزى در « نزهة الأرواح » در مدح امام گويد : « او آن كسى

--> ( 1 ) . المناقب نوشته‌ى ابن‌المغازلى / 84 . ( 2 ) . كفايةالطّالب / 220 . ( 3 ) . الرياض النضرة 2 / 159 .