السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
883
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
است كه اگر نبود براى شهر دانش دَرى نبود ، با وجود او براى سرزمين دين نيازى به دَر ( ديگرى ) نيست . » و نظامالدّين محمّدبناحمد بخارى در « ملفوظات » خود گويد : « . . . و او در ميان تمامى اصحاب به دانش فراوان اختصاص يافت به سبب فرمودهى رسولخدا : أنا مدينة العلم و علىّ بابها . و از اين رو عمربنخطاب گفت : اگر على نبود عمر هلاك مىشد . » و مغلطاىبنقليچ در « التلويح شرح البخارى » بنابر نقل بدرالدّين عينى كه گويد : « در التلويح است : از ويژگىهايش يعنى ويژگىهاى على از آنچه ابوالثناء آورده است : او داورترين اصحاب بود و رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم به خاطر او از اصحابش گذشت ، و او باب مدينة العلم است ، و حضرتش هنگامى كه خواست بتهايى را كه در كعبهى شريف بود ، بشكند پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم او را با دو پايش بر شانههايش بالا برد و او تير جبرئيل را در تبوك به دست آورد پس دربارهاش گفته شد : علىّ حوى سهمين من غير أن غزا * غزاة تبوك حبّذا سهم مسهم همچنين نگاه كردن به صورتش عبادت است ، عايشه آن را روايت كرد و او بعد از رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم محبوبترين آفريده نزد خداوند است . انس در حديث طير آن را روايت كرده است و پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم او را « يعسوبالدّين » ناميد ، همچنين « زرالأرض » ناميد . » « 1 » و محمّدبن اسماعيل بنصلاح امير در « الروضةالندية » پس از تبيين معنى حديث « أنا مدينةالعلم » همانگونه كه پيشتر آمد ، گويد : « اگر اين را دانستيد ، خواهيد فهميد كه خداوند وصىّ عليه السلام را به اين فضيلت شگفت اختصاص داد ، و شأن او را گوشزد كرد چون او را درِ با شرافتترين چيز در آفرينش كه علم است ، قرار داد و هر كس كه آن را خواهد از او استمداد مىكند ، سپس او براى باشرافتترين دانشها كه دانشهاى دينى است دَر مىباشد و سپس براى جامعترين آفريدهى خداوند درِ
--> ( 1 ) . عمدةالقارى 16 / 215 .