السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
881
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
آن است ، او باب مدينة العلم است و لذا اصحاب درگشودن مشكلات به او نيازمند بودند . » « 1 » و بنبانى خود گويد : « اين شاهد بر اعلم بودنش براى تو كافى است كه : سلسله دانشمندان از مفسّرين و اهل عربيه و ديگران و عرفا به او ختم مىشود و حكما به شدت او را تعظيم مىكردند و بزرگان صحابه در آنچه برايشان مشكل مىشد به او مراجعه مىكردند ، و او پاسخگوى شبهههاى يهود و تاريكىهاى مسيحيان بود ، آنگونه كه معروف و مشهور است . » « 2 » اين سخنان آن گروه دربارهى مراجعهى اصحاب و خلفا به امام عليه السلام بود ، و اين هم سخن خود بنبانى بود كه در شهادت بر رسوايى و افتضاح او بسنده است . دلالت حديث بر اين كه شهر را فقط يك دَر است و آخرين گفتهى بنبانى در اينجا چنين است : « همچنين نمىدانم كدام لفظ حديث دلالت دارد بر اين كه مدينة العلم جز يك در ندارد و آن هم على است ، بلكه مىتواند ابوابى داشته باشد كه على يكى از آنها باشد . » كه اين سخن دلالت بر نادانى شديد او دارد ، از اين رو كه در وجود كلمهى « بابها » در اين حديث شكى نيست و كسى كه كمترين شعور و تشخيص را داشته باشد ، يكتايى در را از آن مىفهمد . و نيز : سياق حديث با تمام لفظهايش دلالت بر يكتايى در دارد ، كه خود دليل بر خواستهى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم است كه شرافت بابيت را به على عليه السلام اختصاص داده است .
--> ( 1 ) . حاشيهى « الجامع الصغير » / 176 . ( 2 ) . شرح تهذيب الكلام - / مبحث الإمامة .