السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
871
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
آن ، اين اختصاص افادهى اعلميّت مطلق حضرت عليه السلام را در بر دارد ، چون داورترين اصحاب بودن ، لازمهاش احاطهى كامل داشتن به تمامى علوم شرعى است ، همراه با مزيّت و افضليت از غير او در اين باب ، و به زودى توضيح بيشتر اين مطلب انشاءاللَّه خواهد آمد . امّا فرمودهى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم : « داورترين شما على است . » از مطالبى است كه هيچ شك و سخنى در آن نيست كه به زودى به تفصيل خواهيد دانست . انشاءاللَّه تعالى . امّا آنچه دربارهى غير او آورده است همگى ساختگى مىباشد و از نظر سند و دلالت هم باطل است . همانگونه كه به تفصيل در پاسخ به سخن عاصمى بيان كرديم . اگر خواستيد مراجعه كنيد . و گفتهاش : « از چيزهايى كه دلالت بر فراوانى دانش او دارد . . . » هر چند كه شامل بعضى فضايل امام عليه السلام است ، امّا اشكال وارد بدان ، پوشيده نيست ، چون آنچه آورده است با صراحت كامل دلالت بر اعلميت امام عليه السلام دارد . نه اين كه بر فراوانى دانش او دلالت داشته باشد به اين مطلب متنهاى صريح رسيده از اصحاب مشهور را از موافقان و دشمنان ايشان در اعلميت حضرتش بيفزاييد و از اين رو مناوى گويد : موافق و مؤالف و دشمنى و مخالف بر اعلميت او گواهى دادهاند . » « 1 » بلكه قارى خود در « شرح الفقه الأكبر » در شرح گفته صاحب متن كه گويد : « سپس علىّبنابىطالب » چنين گويد : « يعنى پسر عبدالمطّلببن هاشمبن عبدمنافبن قصى ، قرشى هاشمى ، مرتضى همسر فاطمه زهرا و پسرعموى مصطفى و عالم در درجهى عليا ، و در مشكلاتى كه بزرگان صحابه از او پرسيدند و به فتوايش بازگشتند ، براى او فضايل بسيار مشهورى است كه گفتهاش عليه السلام را محقّق ساخته است : أنا مدينة العلم و على بابها و فرمودهاش عليه السلام : اقضاكم علىّ . » « 2 » پس روشن شد كه امام عليه السلام از تمام اصحاب داناتر است نه در قضاوت بلكه در
--> ( 1 ) . فيض القدير 3 / 43 . ( 2 ) . شرح الفقه الأكبر / 113 .