السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
872
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
تمام زمينهها . . . اشاره به پاسخ ديگر گفتههاى قارى امّا به گفتههاى ديگر قارى و پاسخ به آنها اشارهاى داريم : 1 . پاسخ به به استشهاد او به سخن طيّبى پيشتر آورده شد ، تكرار نمىكنيم . 2 . گفتهاش : « ترمذى آن را روايت كرد . . . » در پاسخ به سخن نووى جواب آن را دانستيد . 3 . گفتهاش : « سپس بدان كه حديث . . . » در آن اعترافى است به صحيح دانستن حاكم . . . امّا گفتههاى نكوهش كنندگان نسبت به حديث را در جاى خودش متعرّض شديم . . . 4 . گفتهاش : « و در خبر الفردوس . . . » پيشتر در پاسخ به سخن اعور و ابنحجرمكّى سخن دربارهى اين حديث ساختگى آورده شد . . . 5 . گفتهاش : « بعضى اين پاسخ شاذّ را دادهاند كه . . . » كه اين سخن ابنحجر در الصواعق است كه مطالبش را دانستيد . و اين پايان پاسخ ما به سخن قارى عارى باشد و سپاس از آن خداوند فاطر باد . ( 12 ) با سخن بنبانى دربارهى اين حديث متن گفتهى ملّامحمّد يعقوب بنبانى در « عقائد » او در پاسخ استدلال شيعه به حديث « أنا مدينة العلم » و حديث « أنا دار الحكمة » چنين است : « و دشمن براى برترى على به اعلميت او استدلال كرد ، و اين كه به خلافت سزاوارتر است ؛ چون خداوند متعال آدم عليه السلام را با دانش بر فرشتگان برترى داد و براى خلافت برگزيد . مىگويند او داناتر بود ؛ بنابر فرموده پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم : من شهر دانشم و على در آن است ، و من خانهى حكمتم و على در آن است ، و همانگونه كه دانش پيامبر بيشتر است به همين ترتيب دانش على چنين است ، و اينكه آنچه در