السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
870
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
پس منحصر نبودن بابيت در حق او دانسته شد » ، در نهايت زشتى است ، چون استدلال به رفتار تابعان كرده است در مقابل نص صريح از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم كه اصلًا جايز نيست و جز اين نيست كه آنان با فرمان حضرت صلى الله عليه و آله و سلم مخالفت كردند . و چگونه « قارى » به منحصرنبودن بابيت در حضرت عليه السلام قائل است ؟ در حالى كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم خود بر اين انحصار تصريح مىكند و مىفرمايد : « اى على دروغ گويد هر كس گمان برد از غير درش وارد آن مىشود . » و مىفرمايد : « دروغ گويد هر كس گمان برد به آن شهر نه از آن در مىرسد . . . » و اين همان معنى است كه اصحاب به آن اعتراف و شادمانى كردند كه پيشتر از سخن زرندى در « نظم درر السمطين » و حديث « الشورى » كه جمالالدّين محدّث شيرازى آورده است ، آشكار شد . از آن گذشته تابعانى كه از غير آن حضرت عليه السلام دانش گرفتهاند تنها دو گروه هستند كه سومى ندارند . گروه اوّل آنانى هستند كه از كسانى كه از امام عليه السلام گرفتهاند ، دريافت دانش كردهاند ، مانند سلمان و مقداد ، و ابوذر و عمّار و عبداللَّهبنمسعود و عبداللَّهبنعبّاس و همانندشان . . . و اين تابعىها آن اصحاب را درهايى براى دانش نمىديدند ، بلكه در حقيقت دانش را از امام عليه السلام گرفتهاند . و گروه دوم كسانى هستند كه با فرموده او صلى الله عليه و آله و سلم : « فمن أراد العلم فليأت الباب و من أراد الحكمة فليأتها من بابها » مخالفت كردند و از روى عناد از او دورى جستند در جهت منحرف شدن از باب مدينة العلم و درِ خانهى حكمت و روشن است كه به گفتهها و كردارهاى اينان هرگز توجّهى نمىشود . . . ادّعاى اختصاص حديث به « باب قضاوت » امّا اين گفته قارى كه : « مگر اين كه به باب قضاوت اختصاص يابد كه دربارهاش وارد شده : او داورترين شماست . آنگونه كه دربارهى أُبى آمده است : بهترين قارى در ميان شماست ، و دربارهى زيدبنثابت : او از همهى شما بيشتر واجبات را انجام مىدهد . و دربارهى معاذبنجبل آمده است : او داناترين شما به حلال و حرام است . » پاسخش را در ردّ بر سخن عاصمى دانستيد و به فرض پذيرش