السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

866

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

شجاعت و يارى مالامال شده بود ، همراه با خويشاونديش به رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم . احمد در مناقب آن را نقل كرد و به نقل از سعيدبن‌مسيّب كه گفت : عمر پناه مىبرد از مشكلى كه ابوحسن چاره‌ساز آن نباشد . احمد آن را نقل كرد . طيّبى گويد : شايد شيعه به اين تمثيل تمسّك كند كه : دريافت دانش و حكمت به او اختصاص دارد و به ديگرى سرايت نمىكند ؛ مگر به وساطت او . چون تنها از در وارد خانه مىشوند و خداوند متعال فرمود : « و أتوا البيوت من ابوابها » و در اين مورد آنان را حجّتى نيست ؛ چون خانه‌ى بهشت گسترده‌تر از خانه‌ى حكمت نيست ؛ با اين وجود آن را هشت در است . ترمذى آن را روايت كرده و گفته است : اين حديث از نظر اسناد ناشناخته‌اى است . ترمذى گفت : بعضى اين حديث را از شريك روايت كردند . و او شريك بن‌عبداللَّه ، قاضىِ بغداد است كه شارح او را ذكر كرده است ، و آن بعضى در اسناد اين حديث از صنابحى نامى نبرده‌اند ، و ما غير از شريك از هيچ‌يك از ثقات اين حديث را نمىشناسيم . سپس بدان كه حديث : من شهردانشم وعلى درآن است ، را حاكم در مناقب از مستدركش ازحديث ابن‌عبّاس روايت كرد وگفت : صحيح است . وذهبى به او اشكال كرد وگفت : بلكه ساختگى است . وابوزرعه گفت : چه بسيارافرادى كه درباره‌اش مفتضح شدند . و يحيىبن‌معين گفت : هيچ اصلى ندارد و چنين گفتند ابوحاتم و يحيىبن‌سعيد . و دارقطنى گفت : ثابت است . و ترمذى در « مناقب » از جامعش آن را روايت كرد و گفت : منكر است . و هم‌چنين بخارى گفت : آن را وجه صحيحى نيست . و ابن‌جوزى آن را در الموضوعات نقل كرده است . و ابن‌دقيق العيد گفت : اين حديث رااثبات نكرده‌اند . و گفته شد : اين حديث باطل است . ليكن حافظ ابوسعيد علايىگفت : صواب آن است كه حسن است به اعتبارنقل‌هايش ؛ نه صحيح و نه ضعيف است چه رسد به‌اين‌كه ساختگى باشد . زركشىآن راآورده‌است . و از حافظ عسقلانى درباره‌اش پرسيده شد گفت : حسن است ؛ نه صحيح آن‌گونه كه حاكم گفت و نه ساختگى است آن‌گونه كه ابن‌جوزى گفت . سيوطى گفت : و گفته‌ى علايى و عسقلانى را در تعليقاتى كه بر كتاب الموضوعات دارم ، بسط