السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

865

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

روايتى است : من شهر دانشم . و در روايت « المصابيح » آمده : من خانه‌ى دانشم و على در آن است . و در روايتى اين افزوده هست : هر كس دانش را خواهد ، بايد از در آن به سويش آيد . و معنى آن چنين است : على درى از درهايش است ، ولى اين تخصيص مفيد گونه‌اى تعظيم است كه او چنين است . چون او نسبت به بعضى از اصحاب بزرگ‌ترين و داناترين آنان است . از چيزهايى كه دلالت دارد همه‌ى اصحاب به منزله‌ى ابواب مىباشند اين فرموده پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم است : يارانم چون ستارگانند به هر كدام اقتدا كنيد ، هدايت شده‌ايد ، با اشاره به اختلاف درجه نورهايشان در هدايتگرى . از جمله چيزهايى كه آن را محقّق مىسازد اين است كه تابعان ، انواع دانش‌هاى شرعى همچون قرائت ، تفسير ، حديث و فقه را از ديگر اصحاب غير از على هم فرا گرفتند ، پس منحصر نبودن بابيت در حق او دانسته شد ؛ مگر اين كه به باب قضاوت اختصاص يابد كه درباره‌اش وارد شده : او داورترين شماست . آن‌گونه كه درباره‌ى أُبى آمده است : بهترين قارى در ميان شماست ، و درباره‌ى زيدبن‌ثابت : او از همه‌ى شما بيشتر واجبات را انجام مىدهد . و درباره‌ى معاذبن‌جبل آمده است : او داناترين شما به حلال و حرام است . و از چيزهايى كه دلالت بر فراوانى دانش او دارد ، همان است كه در « الرّياض » به نقل از معقل‌بن‌يسار آمده است كه گفت : رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم را پيرايش كردم ، فرمود : آيا مىخواهى از فاطمه عيادت كنيم ؟ گفتم : آرى . به پا خاست در حالى كه بر من تكيه كرده بود ؛ فرمود : سنگينى آن را ديگرى تحمّل مىكند و پاداشش براى توست . گفت : گويى چيزى بر دوشم نبود تا بر فاطمه وارد شديم . گفتيم : خود را چگونه مىبينى ؟ گفت : اندوه و تنگدستيم شدّت يافت و بيماريم به درازا كشيد . عبداللَّه‌بن احمدبن حنبل گفت : با خط پدرم درباره‌ى اين حديث يافتم كه فرمود : آيا راضى نمىشوى كه شوهرت در اسلام از همه پيشى دارد و دانشش از همه بيشتر و بردبارىاش از همه فراوان‌تر است . احمد آن را نقل كرد . و به نقل از ابن‌عبّاس كه مردم از او پرسيدند : على چگونه مردى بود ؟ گفت : درونش از حكمت و دانش و