السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
846
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
و نيز : ترجيح براى مرجوح است ، و اين كار از كوچكترين شخص متشرع سر نمىزند چه رسد به شارع دين اسلام صلى الله عليه و آله و سلم . و نيز : در فرمودهاش : « فمن أراد العلم فليأت الباب » دلالت آشكارى است بر حصر مرجعيت در باب ، و اين اعلميت را مقتضى است ، و الّا ارجاعدادن به غير اعلم با وجود اعلم زشت است همانگونه كه در پيش آمد ، چه رسد به محدود كردن مرجعيّت در او ؟ ابطال توجيه ابنحجر سوم : ابنحجر در توجيه ارجاعدادن به غير اعلم گويد : « چون چه بسا ممكن است نزد غير اعلم بروند از آن جهت كه داراى توضيح و بيان و فراغت بيشترى براى مردم است ؛ بر خلاف آنكه داناتر است . » در اين سخن اين اشكال هست كه : باب مدينة العلم و دارندهى تمام دانشهاى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ، همانطور كه شايسته درِ است ، و او كه مقدّم بر ديگران از جهت توضيح و بيان است ، خود او بالضرورة اعلم از ديگران است نه اين كه ديگرى اعلم باشد ، و ادّعاى جدايى « اعلميت » از چنين شخصى مكابرهاى آشكار است . . . پس روشن شد آنچه ابنحجر در توجيه ادّعايش آورده ، در حقيقت دليلى است بر باطلبودن مدّعايش ، و اين از بزرگترين آثار برترى حق و صواب است . علاوه بر اين ، پوشيده نمىماند كه در سخن او اين ادّعا نهفته است كه توضيح و بيان نزد ابوبكر است ، ليكن نزد امام عليه السلام چيزى افزونتر از آن هست ! ! امّا در مورد « فراغت بيشتر براى مردم » ، به چه دليل فراغت امام عليه السلام براى مردم در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بيش از تفرّغ ابوبكر بوده است ؟ هر كس چنين ادّعايى دارد ، بيانش بر عهدهى خود اوست . . . بلكه اگر در تاريخ و سيرهى اين دو مرد بنگريد مىبينيد امام عليه السلام در جنگها و غزوهها و نمايندگى و سريّهها فرو رفته ؛ بر خلاف ابوبكر كه از تحملّ چنين سختىها به جهت ناتوانى و ترسش بر كنار بود . پس كدام يك داراى فراغت بيشتر بود ؟ !