السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
829
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
مسكونة » « 1 » پس آن كاروانسراهاست . و ديگرى گفت : چيزى نيست جز اين كه امكان استخراجش از قرآن هست براى كسى كه خداوند متعال به او فهمانده است حتّى طول عمر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم يعنى شصت و سه سال از آخر سورهى منافقون استنباط شد ، چون سوره شصت و سوم است و به دنبالش تغابن آمده است كه در فقدان ايشان صلى الله عليه و آله و سلم ظهور دارد و ديگرى گفت : هيچ كس به قرآن احاطه ندارد جز آنكه به آن تكلّم كرده ، سپس پيامبرش صلى الله عليه و آله و سلم ، در غير آنچه كه علم مستأثر خدا محسوب مىشود ، سپس بيشتر آن را بزرگان صحابه از او به ارث بردند به فراخور تفاوتى كه در دانش داشتند ، مانند ابوبكر كه به نصّ ابنعمر داناترين آنان بود و غير او و چون على از جهت فرمايش او صلى الله عليه و آله و سلم در حديث حسن بر خلاف گمان كسانى كه آن را ساختگى مىدانند : « أنا مدينة العلم و على بابها » و از اينجا ابنعبّاس گفت : همه آنچه از تفسير برايتان آشكار كردم از على است و همچون خود ابنعبّاس كه گفت : اگر افسار شترى را گُم كنم آن را در كتاب خداوند متعال مىيابم . سپس تابعان بيشتر آن را از او به ارث بردند ، سپس همّتها كاسته شد در بر دوش گرفتن آنچه آنان از علوم و فنون بر دوش گرفتند ، پس دانشهايش را گوناگون كردند تا هر گروه دانش و فنى را ضبط كند و آن را بر پايهى توانايىهاى خود گسترش دهد . . . » پس با كلام خودش اين گفتهاش : « اين حديث مورد طعنه قرار گرفته است . » باطل مىشود . امّا اين ادّعاى او كه ابوبكر داناترين آنان بود با نصّ ابنعمر و غير او ، از سخنان شگفتانگيز است ؛ چون چگونه ادّعاى داناترى كسى را مىكند كه معناى « كلالة » و « أب » را نداند ؟ و نص ابنعمر اگر هم صحيح باشد در اين جايگاه سودى نمىبخشد ، چون استشهاد به آن در اين مقام همانند استشهاد شغال به دُمش مىباشد ، بلكه زشتى آن واضحتر از آن است ؛ زيرا ابنعمر به نادانى شهرتى بسيار دارد .
--> ( 1 ) . نور / 29 .