السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

828

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

پيش از او به صحت اين حديث شريف حكم كرده‌اند ، همان‌گونه قبلًا به تفصيل آورديم . . . بنابراين حاكم در اين گفته مبالغه‌اى نكرده است ، امّا حاكم افزون بر صحيح دانستن حديث دليل‌هاى محكم و برهان‌هاى بسيار بر صحيح‌بودنش ذكر كرده است كه هر كس به گفته‌هايش مراجعه كند ، درخواهد يافت . و از اين‌جا وجه ديگرى از وجوه تعصّب ابن‌حجر آشكار مىشود . او بعضى پژوهشگران را نام مىبرد كه حديث را حسن دانسته‌اند ، ولى از كسانى مانند يحيىبن‌معين و طبرى كه بر صحت آن نص آورده‌اند ، نام نمىبرد و امّا حاكم را هم به مبالغه و غلو توصيف مىكند . پس اعترافش به حسن دانستن بعضى پژوهشگران هرچند كه طعن طاعنانى چون ابن‌جوزى را رد مىكند اما در عين حال تلاشى بر پوشاندن حقيقت ثابتى است كه به هيچ نحو قابل كتمان نيست ، و خداوند نگهدارنده از ستم هر معاند سرسخت است . 2 - حسن دانستن حديث توسط ابن‌حجر در المنح المكية اين سخن ابن‌حجر را خودش در كتاب « المنح المكية » در « شرح القصيدة الهمزية » رد مىكند آن‌جا كه حديث « مدينة العلم » را با صراحت كامل حسن مىداند و به آن استدلال مىكند كه امام عليه السلام دانش‌هاى قرآن را از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به ارث برده است . او در شرح گفته بوصيرى گويد : « كم أبانت آياته من علوم * عن حروف أبان عنها الهجاء » آيه‌هايش چه بسيار دانش‌هايى را آشكار كرد ؛ از حروفى كه هجاء آنها را پديدار كرد . ابن‌حجر پس از نقل گفته‌هايى از شافعى گويد : « علما از او يعنى شافعى - پيروى كرده‌اند و يكى گفته : ايشان صلى الله عليه و آله و سلم هرچه گفت يا قضاوت كرد يا به چيزى حكم كرد جز اين نيست كه آن يا اصلش در قرآن است نزديك يا دور باشد . و ديگرى گفت : چيزى در جهان نيست جز اين كه در آن است . به او گفته شد : ذكر كاروانسراها در آن كجاست ؟ گفت : در فرموده‌اش تعالى : « ليس عليكم جناح أن تدخلوا بيوتاً غير