السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
812
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
مىكند كه : رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « أنا دارالحكمة و على بابها » ابنروزبهان در پاسخ اين سخن گويد : « آنچه نويسنده از دانش اميرالمؤمنين عليه السلام آورده است ، شكّى نيست كه او از دانشمندان امّت است و مردم در آن علم به او نيازمند هستند ، و چگونه چنين نباشد ، در حالى كه او جانشين پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در ابلاغ دانش و زيبايىهاى حقايق معارف مىباشد . و در اين كسى نزاعى ندارد . امّا آنچه از صحيح ترمذى نقل كرده ، صحيح است . ولى بغوى در صحاح گويد : حديث ناشناخته است كه جز از شريك ، از هيچيك از ثقهها شناخته نشده است و اسنادش مضطرب است . شايسته بود كه آنچه از عيبهاى حديث آورده است را نقل مىكرد ، تا در نقل امين باشد . » و اين سخن از چند جهت غريب است : 1 - حضرت على عليه السلام داناترين امّت است ، نه فقط از اين جهت كه از دانشمندان امّت است اين كه ابنروزبهان مىگويد : « آنچه نويسنده از دانش اميرالمؤمنين آورده ، شكّى نيست كه او از دانشمندان امّت است . » تفريط در حق امام عليه السلام است چون ايشان بعد از رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم داناترين امّت است ، همانگونه كه پيش از اين ثابت كرديم . اضافه بر آن ابنروزبهان در گفتهى پيشين خود به اعلميت امام عليه السلام اعتراف كرده است . 2 - مردم همانند نيازمنديشان به پيامبر ، به او نيازمندند نيازمندى مردم به اميرالمؤمنين عليه السلام همانند نيازشان به يكى از دانشمندان امّت نيست ؛ بلكه تمام مردم در همهى دانشها و احكام ريزهخوار خوانِ او هستند همانگونه كه علّامه حلّى آورده است چون نزديكترين مردم به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بود و بيشترين ملازمت را با ايشان داشت ، پس آنان در دانش نيازمند او بودند ، چون داناترين آنان بود . پس اگر ابنروزبهان از اين گفتهاش : « مردم در آن علم به او نيازمند بودند . » چنين اراده كرده است ، پس مرحبا به اين همسويى ، چون اين معنى خلافت بلافصل امام عليه السلام بعد از پيامبر را ثابت مىكند ، زيرا قبيح است امير كردن نيازمندى كه