السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

813

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

نيازمنديش در حاجت‌هاى بسيار بزرگ آشكار است بر كسى كه بىنياز و سرشار از دانش صاحب معراج صلى الله عليه و آله و سلم است . و اگر ابن‌روزبهان معنى ديگرى را اراده كرده است ، مرتكب دشمنى آشكار شده ، و گمان بيشتر اين است كه خواستار معنى اوّل مىباشد ، چون در گفته پيشين به اعلميت امام عليه السلام اعتراف كرده است . 3 - اعتراف ابن‌روزبهان به اين كه امام وصىّ نبى در ابلاغ دانش است متن گفته‌ى ابن‌روزبهان چنين است : « چگونه چنين نباشد ، در حالى كه او جانشين پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در ابلاغ دانش و زيبايىهاى حقايق معارف مىباشد . » و اين صراحت دارد در اين كه او پس از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم امام است ، چون عقل نمىپذيرد كه جانشين پيامبر در ابلاغ دانش و زيبايىهاى حقايق معارف ، غير از اعلم و غير از امام بعد از او صلى الله عليه و آله و سلم كس ديگرى باشد ، چون اعلميت از اين عَلَم منصوب ( پرچم افراشته ) جداپذير نيست ، همان كسى كه به علم مصبوب ( دانش لبريز شده ) اختصاص يافته است . و از جهت زشت‌بودن ترجيح دادن مرجوح ، و باطل بودن برتر داشتن مفضول . سپس گفته‌اش : « پس كسى را در اين مطلب نزاعى نيست . » جمله‌ى حقّى است كه بر زبانش جارى شده است . امّا آن‌چه را كه علّامه حلى به آن استشهاد كرده دلالت بر اعلميت امام عليه السلام دارد ، و اين همان مطلوب از استشهاد و استدلال مىباشد و اعلميت ملازم امامت و خلافت است كه چندين بار گفته شد . بنابراين بر ابن‌روزبهان است كه تسليم امامت امام شود و نزاع در امامت را رها كند . 4 - اعتراف او به روايت ترمذى سخن ابن‌روزبهان كه « امّا آن‌چه از صحيح ترمذى آورده ، پس صحيح است . » اعتراف به صحت سند حديث « أنا مدينة العلم » است و ابن‌روزبهان اعتراف به دلالت اين حديث بر اعلميت امام عليه السلام كرده علىرغم برپا شدن برهان‌هاى محكم مبنى بر تعيّن اعلم براى جانشينىِ پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم . و هم‌چنين ، حديث « مدينة العلم » از جهت‌هاى بسيارى كه پيش از اين آورده شد دلالت بر امامت امام عليه السلام دارد ، پس بر ابن‌روزبهان بود كه به نتيجه هم اعتراف