السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

803

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

دليل‌هايى كه بر اعلم‌بودن امام عليه السلام دلالت مىكند ، گويد : « اين مطلب و مانند آن كه در فضيلت على در اين باب نقل شده است گواهى بر حديث « أنا مدينة العلم و على بابها » مىباشد . امام احمد آن را در « الفضائل » از على ، و حاكم در « المناقب » مستدركش ، و طبرانى در معجم كبيرش ، و ابوالشيخ ابن‌حيان در « السنة » اش و غير از اينان از ابن‌عبّاس مرفوعاً روايت كرده‌اند با اين اضافه : « فمن أتى العلم فليأت الباب » . و ترمذى مرفوعاً از حديث على آن را روايت كرده است : « أنا مدينة العلم و على بابها » و به دنبالش گويد : اين حديث ناشناخته است . و استادش بخارى نيز چنين گفته است و حاكم دنبال بخش نخست گويد : اسنادش صحيح است . ابن‌جوزى آن را در جلد دوم از كتاب موضوعات آورده است . و حافظ ابوسعيد علايى گويد : درست آن است كه حسن مىباشد به اعتبار نقل‌هايش ، نه صحيح و نه ضعيف ، چه رسد به اين كه از ساختگىها باشد . و همين گونه حافظ ابن‌حجر در فتوايش گويد . و اين مطلقاً با برترى ابوبكر منافات ندارد ، با گواهى على و ديگرانى به اين مطلب براى او ، و نيز به دانش او هم گواهى داد . على گفت : ابوبكر داناتر و برتر آنان بود و در چيزى اختلاف نكردند مگر اين كه حق با او بود ، و مشهور نبودنش به دانش به علّت طولانى نبودن عمرش و نيازمندى به او پس از مرگ پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بود . » « 1 » اين سخن از چند جهت نيازمند بررسى است : 1 - نسبت طعن به بخارى و ترمذى دروغ است سمهودى - هرچند اصل حديث را انكار نكرده ، بلكه آن را از گروهى از بزرگان مذهبش تحقيق واثبات نموده است - به ترمذى نسبت داده كه به دنبال حديث گفته است : « اين منكر است » و ما پيشترثابت كرديم كه اين نسبت صحيح نيست . وترمذى هرگز پس ازاين حديث چنين نگفته است . بلكه شيخ عبدالحق

--> ( 1 ) . جواهرالعقدين : دست‌نويس است .