السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
790
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
مقايسه نكنيد ، جز دَرِ او درهاى ما را بست . » آنچه را نسائى نقل كرده ، روايت ابوالحسن بنمغازلى با اسنادش از نافع تأييد مىكند كه گفت : به ابنعمر گفتم : چه كسى بعد از رسولخدا بهترين مردم بود ؟ گفت : بىمادر شوى ! تو را با اين چه كار ؟ سپس گفت : استغفراللَّه ، بهترين آنان بعد از او كسى است كه آنچه برايش حلال بود براى او نيز حلال مىشد و برايش حرام مىشد آنچه براى او حرام بود . گفتم : او كيست ؟ گفت : على . درهاى مسجد را بست و درِ على را رها كرد و به او گفت : « در اين مسجد براى توست آنچه براى من است و بر تو است آنچه بر من است و تو وارث و وصىّ من هستى ، بدهى مرا مىپردازى و وعدههايم را وفا مىكنى و بر سنّت من جنگ كنى ، دروغ گويد هر كس گمان كند كه تو را دشمن و مرا دوست مىدارد . » « 1 » اينها و ديگر حديثها ملّاعلى قارى را بر آن داشت كه اندكى انصاف به خرج دهد و در شرح حديث ابنعمر كه سخاوى به آن تمسّك جسته است گويد : « شايد اين تفاضل ميان اصحاب باشد و امّا اهل بيت نسبت به ديگران ويژگى خاص دارند و حُكمشان با آنان مغايرت دارد . پس هرگز يادنكردن على و حسنين و دو عمو اشكالى وارد نمىسازد . » « 2 » تأمّلات قوم در حديث ابنعمر از سوى ديگر حديث ابنعمر در مفاضله هرچند كه بعضى از گذشتگان اهل سنّت آن را در فضيلت شيخها آوردهاند نزد پژوهشگران ناقد در حديث روشن نيست ، و چند وجه را در آن احتمال دادهاند و واردشدن آن تنها در مسألهى تفضيل و تقديم برايشان محقّق نشده است . ابنعبدالبر گويد : « يحيىبنسعيد و عبيداللَّهبنعمر و عبدالعزيز ابنابىسلمة از نافع از ابنعمر روايت مىكنند كه گفت : در دوران رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم مىگفتيم : ابوبكر سپس عمر سپس عثمان پس ساكت
--> ( 1 ) . مناقب ابنمغازلى / 261 . ( 2 ) . المرقاة فى شرح المشكاة 5 / 527 .