السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
791
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
مىشديم . گفته شد : اين در برترى است ، و گفته شد : در خلافت است . » « 1 » و ابناثير گفت : « حديث كرد ما را محمّدبنعيسى از احمدبنابراهيم دورقى ، از علاءبن عبدالرّحمان عطّار ، از حارثبنعمير ، از عبيداللَّهبنعمر ، از نافع ، از ابنعمر كه گفت : رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم كه زنده بود مىگفتيم : ابوبكر و عمر و عثمان . گفته شد : در تفضيل و گفته شد : در خلافت است . » « 2 » و ابنحجر عسقلانى گويد : « در بعضى نقلهاى حديث ابنعمر ، تخيير و افضليت ذكر شده به آنچه متعلّق خلافت مىباشد ، مقيّد شده است . و آن در آنچه ابنعساكر از عبداللَّهبنيسار از سالم از ابنعمر نقل كرده ، آمده كه گفت : شما مىدانيد كه در دوران رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم مىگفتيم : ابوبكر و عمر و عثمان - يعنى در خلافت در اصل حديث چنين است . و از نقل عبيداللَّه از نافع از ابنعمر است كه ، در دوران رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم مى گفتيم : چه كسى شايستهتر است براى اين كار ؟ پس مىگفتيم : ابوبكر سپس عمر . » « 3 » و از ديگر وجههاى ذكرشده در آن است : « خداوند از آن سه نفر راضى شد . پس حديث نه ارتباطى به تفضيل دارد نه به خلافت . » شمسالدّين خلخالى گويد : « گفتهاش : ( ابوبكر و عمر و عثمان ) مقول « نقول » است و « رسول اللَّه حىٌّ » جملهى حاليّهى معترضه است . كلمه ( ابوبكر ) و معطوف بر آن مبتداست و خبر آن ( رضى اللَّه عنهم ) مىباشد . » « 4 » و قارى گويد : « از ابنعمر نقل شده كه گفت : ( در حالى كه رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم زنده بود مىگفتيم ) جملهى حاليهى معترضه است ميان قول و مقول آن ، ( ابوبكر و عمر و عثمان ) يعنى بر اين ترتيب هنگام يادكرد آنان ، و بيان كارشان ( خداوند از آنان راضى بود ) است . و شارح آن گويد : « ابوبكر » و آنچه بر او عطف شده ، مبتدا ، خبرش ( رضىاللَّهعنهم ) است و جمله مقول قول ، و ( رسول اللَّه حىِّ ) جملهى معترضه است ، يعنى : اين سه نفر را ياد مىكرديم كه خداوند متعال از
--> ( 1 ) . الاستيعاب 3 / 1039 . ( 2 ) . أسدالغابة 3 / 379 . ( 3 ) . فتحالبارى 7 / 13 . ( 4 ) . المفاتيح فى شرح المصابيح - دستنويس است .