السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

785

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

اعتقادى نداشتند ، پس مناقضه كردند . و توفيق به خداوند است . » « 1 » عدم صحّت سند حديث ابن‌عمر و چهارم : اينكه هرچند ابن‌عبدالبر بر باطل‌بودن حديث ابن‌عمر از لحاظ معنا نص دارد ؛ ولى با بىانصافى ، صحت سند اين حديث را توصيف كرده است و شرح آن مطلب اين كه : اين حديث فقط دو نقل در بخارى دارد ، كه هر دو نكوهيده و قدح شده است . و اينك هر دو نقل را مىآوريم سپس درباره‌ى سندهايش صحبت مىكنيم : بخارى در منقبت‌هاى ابوبكر گويد : « ما را حديث كرد عبدالعزيزبن عبداللَّه ، از سليمان ، از يحيىبن‌سعيد ، از نافع ، از ابن‌عمر كه گفت : در زمان رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم ميان مردم ، برتر را نام مىبرديم ، پس ابوبكر سپس عمربن‌خطّاب سپس عثمان‌بن‌عفان را برتر مىداشتيم . » « 2 » و در منقبت‌هاى عثمان گويد : « ما را حديث كرد محمّدبن حاتم‌بن بزيع ، از شاذان ، از عبدالعزيزبن ابوسلمة الماجشون ، از عبيداللَّه‌بن نافع از ابن‌عمر كه گفت : در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم كسى را همتاى ابوبكر سپس عمر سپس عثمان قرار نمىداديم . سپس اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را رها مىكرديم و ميانشان برترى قرار نمىداديم . عبداللَّه‌بن صالح از عبدالعزيز ، او را پيروى كرد . » « 3 » نگاهى به نقل اوّل امّا نقل اوّل - در آن « عبدالعزيزبن عبداللَّه اويسى » است كه ابوداوود او را تضعيف كرده است . ابن‌حجر گويد : « در پرسش‌هاى ابوعبيد آجرى از ابوداوود است كه گفت : عبدالعزيز اويسى ضعيف است . » « 4 » و در آن « سليمان‌بن‌بلال » است كه او نيز جرح شده است . ابن‌حجر گويد :

--> ( 1 ) . الإستيعاب 3 / 1116 . ( 2 ) . صحيح بخارى 5 / 63 . ( 3 ) . صحيح بخارى 5 / 76 . ( 4 ) . تهذيب‌التّهذيب 6 / 208 .