السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
775
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
اميرالمؤمنين عليه السلام صراحت دارد . پس تأويل ذكر شده ، مخالف فهم اصحاب و اجماعشان بر اين معنى است . و نزد اهل سنّت چنين مقرر است كه مخالف اجماع اصحاب مصداق اين فرموده خداى متعال است : « و من يشاقق الرّسول من بعد ما تبيّن له الهدى و يتّبع غير سبيل المؤمنين نولّه ما تولّى و نصله جهنّم و ساءَتْ مصيراً » « 1 » قرينهها در بعضى الفاظ حديث و يازدهم : در بعضى لفظهاى حديث مدينه قرينههايى وجود دارد كه اين تأويل را آشكارا باطل مىكند . از جابربنعبداللَّه انصارى نقل شده است كه : « شنيدم رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم در روز حديبيه در حالى كه دست على را گرفته بود ، فرمود : اين امير نيكوكاران است ، پيروز است هر كس او را يارى كند ، سرشكسته است هر كس او را يارى نكند ، پس صدايش را بلند كرد و فرمود : « من شهر دانشم و على در آن است ، هر كس دانش را خواهد ، بايد نزد آن در آيد . » خطيب « 2 » و غير او آن را روايت كردهاند ، كه اين بر امامت امام و خلافت ايشان عليه السلام ، از چند وجه دلالت دارد . و گنجى شافعى گويد : « باب پنجاه و هشتم ، در تخصيص على عليه السلام با فرمودهاش : « من شهر دانشم و على در آن است » خبر داد ما را قاضى القضاة بزرگ شام ، ابوالمفضل محمّدبن قاضى القضاة ، استاد مذهبها ابوالمعالى محمّدبن على القرشى ، از حجّت عرب زيدبن حسن كندى ، از ابومنصور قزّاز ، از زين الحفاظ و استاد مطلق اهل حديث احمدبن علىبن ثابت بغدادى ، از عبداللَّهبن محمّدبن عبداللَّه ، از محمدبن مظفّر ، از ابوجعفر حسينبن حفص خثعمى ، از عبّادبنيعقوب ، از يحيىبن بشير كندى ، از اسماعيلبن ابراهيم همدانى ، از ابواسحاق ، از حارث ، از على ، و از عاصمبنضمرة ، از على كه گفت : رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود :
--> ( 1 ) . نساء / 115 . ( 2 ) . تاريخ بغداد 2 / 377 و 4 / 219 .