السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

776

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

« خداوند من و على را از درختى آفريد ، من ريشه‌اش هستم و على شاخه‌اش و حسن و حسين ميوه‌اش ، و شيعه برگش ، پس آيا از پاكيزه جز پاكيزه بيرون آيد ؟ من شهر دانشم و على در آن است ، هر كس شهر را خواهد ، بايد به نزد آن دَر آيد . » همين‌گونه خطيب آن را در تاريخش روايت و نقل كرده است . » « 1 » و ابوالحسن علىّبن‌عمر سكرى حربى ، در كتاب « الأمالى » گويد : ما را حديث كرد اسحاق‌بن مروان ، از پدرش ، از عامربن‌كثير سرّاج ، از ابوخالد ، از سعدبن‌طريف ، از اصبغ‌بن نباته ، از علىّبن‌ابيطالب كه گفت : رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « من شهر دانشم و تو درش هستى ، اى على ! دروغ گفته هر كس گمان برد كه از غير درش وارد آن مىشود . » و ابوالحسن جلابى معروف به « ابن‌مغازلى » گويد : « ما را خبر داد ابوغالب محمّدبن احمدبن‌سهل نحوى در آن‌چه اجازه‌ى روايتش را به من داد كه ابوطاهر ابراهيم‌بن عمربن يحيى برايشان حديث كرد از محمّدبن عبيداللَّه‌بن محمّدبن عبيداللَّه‌بن مطلب به سال 310 از احمدبن محمّدبن عيسى ، از محمّدبن عبداللَّه‌بن عمربن مسلم لاحقى صفّار در بصره سال 244 ، از ابوالحسن علىّبن موسى الرّضا كه فرمود : مرا حديث كرد پدرم از پدرش از جعفربن‌محمّد از پدرش از جدّش علىّبن الحسين ، از پدرش حسين ، از پدرش علىّبن ابىطالب كه گفت : رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « اى على من شهر دانشم و تو دَر هستى ، دروغ گويد هر كس گمان برد كه جز از سوى دَر به شهر مىرسد . » « 2 » شواهد حديث ، آن تأويل را تكذيب مىكند و دوازدهم : حديث مدينة العلم را شواهد و مؤيّدهايى از حديث‌هاى ديگر است ، كه آن‌ها نيز اين تأويل را باطل و تكذيب مىكنند از آن جمله است : آن‌چه

--> ( 1 ) . تاريخ بغداد 2 / 377 و 4 / 219 . ( 2 ) . المناقب نوشته‌ى ابن المغازلى / 85 .