السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

765

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

در روايتى : و على و عثمان را دوست دارى . و با اين سخن برترى على بر عثمان را نخواسته است ؛ چون ترتيب در نام‌بردن موجب ترتيب در حكم نمىشود . و از گروهى از فقيهان روايت شده كه گفتند : كسى را در گفتار درباره‌ى اصحاب نيكوتر از ابوحنيفه نيافتيم . و براى آنكه از علىّبن‌ابىطالب روايت كرد كه : در كوفه بر منبر بود كه پسرش محمّدبن‌حنفيّه گفت : بعد از پيامبرمان عليه السلام چه كسى بهترين اين امّت است ؟ گفت : ابوبكر . گفت : سپس چه كسى ؟ گفت : عمر . گفت : سپس چه كسى ؟ گفت : عثمان . گفت سپس چه كسى ؟ پس على ساكت شد . سپس گفت : اگر خواستم به چهارمى شما را آگاه مىكردم و ساكت شد . پس محمّد گفت : شما ؟ گفت : پدرت مردى از مسلمانان است و از پيامبر عليه السلام روايت شد : من شهر دانشم و ابوبكر پايه و عمر ديوارها و عثمان سقف و على در آن است . » « 1 » ان‌شاءاللَّه بخشى از اين گفته در اين باب ، در ردّ لغزش‌هاى ابن‌حجر خواهد آمد . دلالت اين زياده بر خلاف مرام آنان و وجه پنجم اين‌كه : اين افزوده‌ى ساختگى بر خلاف خواسته‌ى سازنده‌اش دلالت دارد و بر ضدّ كسى است كه به آن احتجاج كند ، چون آن سه نفر كه ديوارهاى شهر و پايه‌هايش هستند به اين معنى است كه حايل و مانع هستند از واردشدن به شهر ، و كسى كه از رسيدن امّت به شهر دانش جلوگيرى كند ، شايستگى امامت ندارد . ليكن اعور ، قلبش كور گشته و به تأويل معنى اين زياده پندارى ، متفطّن نشده است . و يكى از دانشمندان اهل سنّت در شرح حديث « أنا مدينة العلم و علىّ بابها . » به آن‌چه ما آورديم ، اشاره كرده ، در بخش نام‌هاى امام على عليه السلام ، و گفته است : از جمله آن‌ها : باب مدينه است ، از على نقل شده كه گفت :

--> ( 1 ) . التمهيد فى بيان التّوحيد - القول الخامس من مباحث النبوّة .