السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
766
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : من شهر علمم و على در آن است ، پس هر كس دانش را خواهد ، بايد از درش وارد شود . طبرى به نقل ابوعمر آن روايت كرد . و امام فقيه مذكور آن را آورده و همانگونه كه در حديث است گفته است . و بدان كه دَر ، حايل و مانع واردشدن به خانه را برمىدارد . پس هر كس بخواهد از غير درها وارد خانهها شود ، ورود بر او مشكل و سخت مىگردد ، همچنين است كسى كه جوياى دانش باشد و آن را از على و بيان او برنگيرد كه به مقصود نمىرسد . او داراى دانش و خرد و بيان بود . چه بسا كسى عالم است ولى بر بيان و فصاحت توانا نيست و على در ميان اصحاب به اين امر مشهور بود . پس دانش و روايت و استنباط آن از على خواسته مىشود . در دانش به اجماع اصحاب ( رسولخدا ) به او مراجعه مىشد ، و حكم و فتوايش مورد اطمينان بود و اصحاب همگى در هر مشكلى به او مراجعه مىكردند و از او پيشى نمىگرفتند و بر اين پايه عمر گفت : اگر على نبود عمر حتماً به هلاكت مىرسيد . » « 1 » سپس گفتهى اعور : « دَر فضايى خالى است ، و ديوارها و ستونها يك سوى محيط مىباشد و برترى آنها بر دَر ظاهر است . » سخنى سفيهانه است و او در آنچه مىگويد تعقّل نمىكند ، چون اوّلًا اينكه دَر فضاى خالى باشد ، ممنوع است . و دوم اگر آن را هم بپذيريم ، خود يكى كمال براى اوست و نقصى نيست ؛ چون رسيدن به آن شهر متوقّف بر آن است كه دَر داراى فضايى باشد ، بر خلاف ديوارها و ركنها كه مانع براى رسيدن و حايلى براى ورود هستند و بطلان ترجيح مانع از داخل شدن ( ديوارها ) ، بر سبب ورود ( يعنى باب ) از واضحترين واضحات است . امّا پاسخ وجه سوم نيز از چند وجه است : تأويل لفظ « على » كار خوارج است يكى اينكه : تأويل « على » در فرمايش حضرتش صلى الله عليه و آله و سلم : « أنا مدينةالعلم و علىّ بابها » از زشتترين تحريفها و گمراهىها و از جمله كارهاى خوارج و ناصبىها
--> ( 1 ) . توضيح الدّلائل بتصحيح الفضائل دستنويس است .