السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
761
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
مرى ، از ابوالقاسم عمربن محمّدبن حسين كرخى ، از علىّبن محمّدبن يعقوب برذعى ، از احمدبن محمّدبن سليمان قاضى القضاة ، از پدرم ، ازحسنبن تميم بنتمام ، از انس مرفوعاً : من شهر دانشم و ابوبكر و عمر و عثمان ديوارها و على در آن است ، هر كس دانش را خواهد ، بايد نزد آن در درآيد . ابنعساكر گويد : جداً نادرست است اسناداً و متناً . و ابنعساكر گفت : ما را خبر داد ابوالفرج غيثبن على الخطيب ، از ابوالفرج اسفراينى كه گفت : ابوسعد اسماعيلبن مثنى استرآبادى در دمشق موعظه مىكرد ، پس مردى به پا خاست و گفت : اى شيخ چه مىگويى در مورد فرمودهى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم : « من « شهر دانشم و على در آن است » ؟ گفت : لحظهاى سر به زير افكند و پس از آن سرش را بلند كرد و گفت : آرى اين حديث را به طور كامل كسى نمىداند جز آنكه در صدر اسلام بوده است . جز اين نيست كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : من شهر دانشم و ابوبكر پايه و عمر ديوارها و عثمان سقف و على در آن است . گفت : حاضران آن را نيكو شمردند در حالى كه او آن را تكرار مىكرد . سپس از او پرسيدند كه اسنادش را نقل كند ، پذيرفت ؛ ولى برايشان نقل نكرد . سپس استادم ابوالفرج اسفراينى گفت : پس از مدّتى اين حديث را در « رسالهاى » آنگونه كه ابنمثنى نقل كرده است ديدم . پايان يافت . » « 1 » از اين سخن برمىآيد كه اين زياده در حديث « من شهر دانشم و على در آن است » را اسماعيل استرابادى ساخته است . و اين با گفتهى ابوالفرج منافاتى ندارد كه بعد از مدّتى اين حديث را در « رسالهاى » ديده آنگونه كه اسماعيلبنمثنى استرابادى آورده است ، با اين احتمال كه نويسندهى « آن رساله » آن را از همين استرابادى شنيده است ، و از اينرو ابنحجر اين حديث را گواهى بر اتّهام اسماعيل استرابادى آورده و گويد : « دربارهى اسماعيلبن علىبن مثنىِّاسترابادىِ واعظ ، ابوبكر خطيب چنين
--> ( 1 ) . اللآلى المصنوعة في الأحاديث الموضوعة 1 / 335 .