السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

749

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

و نيز گفت : « علىّبن‌مدينى او را از فقهاء ، در زمره‌ى اصحاب ابن‌مسعود ، برشمرده است . » « 1 » پس روشن شد آن‌چه از فقه‌آموزى عبيده‌ى سلمانى از غير امام عليه السلام آورده است ، دروغى محض و بهتانى خالص است ، چون تفقّه او جز از او بدون واسطه يا باواسطه‌ى شاگرد او عبداللَّه‌بن‌مسعود نيست ، ليكن فقه‌آموزى او از امام عليه السلام و همان‌گونه كه آورديم آموزش از او لازمه‌اش تشيّع و پيروى نيست و از اين رو ملاحظه كنيم كه اين دو مرد بر مذهب امام عليه السلام نبودند ، بلكه بعضى فتواهاى آن دو در كوفه بر خلاف رأى ايشان بود . جز اين كه امام آن دو را به سبب پرهيز از فتنه و اختلاف ترك فرمود . در بخارى آمده است : « ما را حديث كرد علىبن‌جعد ، از شعبةبن‌ايّوب ، از ابن‌سيرين ، از عبيدة از على كه گفت : قضاوت كنيد آن‌گونه كه قضاوت مىكرديد من از اختلاف اكراه دارم ، تا مردم بر جماعت باشند ، يا بميرم آن‌گونه كه يارانم مردند . » « 2 » و شارحان بخارى آن را توضيح داده‌اند . ابن‌حجر گويد : « گفته‌اش : از على كه گفت : قضاوت كنيد آن‌گونه كه در روايت كشميهنى است آن‌گونه كه قضاوت مىكرديد . گفته شد : و در روايت حمادبن‌زيد از ايّوب آمده است : آن به علّت گفته‌ى على در فروش ام‌ولد است ، كه او و عمر نظرشان بود كه فروخته نمىشود و اين كه او از اين نظر برگشت و نظرش اين شد كه فروخته شوند . عبيده گفت : پس به او گفتم : رأى تو و عمر در جماعت براى من محبوب‌تر است از رأى تو به تنهايى در جدايى . پس على گفت آن‌چه را كه گفت . گفتم : از روايت حمادبن‌زيد آگاه شدم ، ابن‌منذر از علىبن‌عبدالعزيز از ابونعيم از او نقل كرده است و آن‌گاه عبيده به من گفت : على نزد

--> ( 1 ) . تهذيب التهذيب 7 / 85 . ( 2 ) . صحيح بخارى 5 / 81 . فضيلت‌هاى ياران پيامبر ، منقبت‌هاى على .