السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
742
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
است ، آموخته و دريافت كردهاند . و سپاس خداوند را بر آشكارشدن حق . اينك چند گواه بر آنچه گفتيم برايتان مىآوريم : ابنسعد گفت : « ما را خبر دادند عفانبنمسلم و موسىبناسماعيل ، از وهيب ، از داوود ، از عامر كه گفت : عبداللَّهبنمسعودِ مهاجر در حمص بود ، پس عمر او را روانهى كوفه كرد و براى مردمش نوشت : من - قسم به خداوندى كه پروردگارى جز او نيست - او را براى شما ، بر خود برگزيدم ، پس از او برگيريد . » « 1 » و ابنسعد گفت : « ما را خبر داد وكيعبنجراح ، از سفيان ، از ابواسحاق ، از حارثةبنمضرب كه گفت : نامهى عمربنخطاب چنين برما خوانده شد : امّا بعد ؛ من عماربنياسر را امير كردم و ابنمسعود را به عنوان آموزگار و وزير به سوى شما فرستادم و ابنمسعود را بر بيتالمال شما گماردم و آن دو از برگزيدگان اصحاب محمّد صلى الله عليه و آله و سلم و از لشكريان بدر هستند ، پس به آنان گوش فرا دهيد و اطاعت كنيد و اقتدا نماييد و شما را بر خودم به فرزند امعبد برترى دادم . و عثمانبنحنيف را بر حومهى شهر فرستادم و هر روز برايشان يك گوسفند ، روزى قرار دادم ، شكم و نيمى از آن را براى عمّار قرار دهيد ، و بقيه را ميان اين سه نفر تقسيم كنيد . » « 2 » و ابنعبدالبر گويد : « عمربنخطاب او را به كوفه فرستاد همراه با عمّاربنياسر و براى آنان نوشت : عمّاربنياسر و عبداللَّهبنمسعود را براى شما آموزگار و وزير فرستادم و آن دو از برگزيدگان اصحاب رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم و از اهل بدر مىباشند ، پس به آنان اقتدا كنيد و سخنشان را گوش دهيد و شما را بر خود نسبت به عبداللَّهبنمسعود برتر داشتم . » « 3 » و گفت : « شعبة از ابواسحاق از حارثةبنمضرب روايت كرد كه گفت : نامهى عمر را براى مردم كوفه خواندم : امّا بعد عمّار را امير و عبداللَّهبنمسعود را وزير و معلّم به سوى شما فرستادم و هر دو از برگزيدگان ياران محمّد صلى الله عليه و آله و سلم مىباشند . پس به آنان گوش فرا دهيد و اقتدا كنيد ، شما را نسبت به عبداللَّهبنمسعود بر خودم
--> ( 1 ) . طبقات ابنسعد 3 / 157 . ( 2 ) . طبقاتابنسعد 3 / 255 . ( 3 ) . الإستيعاب 3 / 992 .