السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

743

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

برترى دادم . » « 1 » و ابن‌اثير گفت : « عمربن‌خطّاب او را كارگزار بر كوفه قرار داد و براى مردمش نوشت : امّا بعد ، من عمّار را امير و عبداللَّه‌بن‌مسعود را وزير و معلّم برايتان قرار دادم و آن دو از برگزيدگان ياران محمّد صلى الله عليه و آله و سلم مىباشند ، پس به آنها اقتدا كنيد . » « 2 » و ذهبى گفت : « ثورى ، از ابواسحاق ، از حارثةبن‌مضرب نقل كرد كه گفت : نامه‌ى عمر بر ما خوانده شد : عمّاربن‌ياسر را امير بر شما و عبداللَّه‌بن‌مسعود را معلّم و وزير به سوى شما فرستادم . و آن دو از برگزيدگان ياران محمّد صلى الله عليه و آله و سلم و از اهل بدر مىباشند . به آن دو اقتدا كنيد و گوش فرا دهيد و عبداللَّه‌بن‌مسعود را براى شما بر خودم برتر داشتم . » « 3 » و ابن‌حجر گفت : « عمر او را روانه‌ى كوفه كرد ، تا به آنان امور دينشان را بياموزد ، و عمّار را امير فرستاد و گفت : آن دو از برگزيدگان ياران محمّد صلى الله عليه و آله و سلم مىباشند ، پس به آن دو اقتدا كنيد . » « 4 » در شرح حال عمّار گفت : « سپس عمر او را كارگزار كوفه كرد و برايشان نوشت او از برگزيدگان ياران محمّد صلى الله عليه و آله و سلم است . » « 5 » و از تمامى آن‌چه آورديم ديگر گفته‌ى او آشكار مىشود : « فقيهان مردم مدينه دين را در خلافت عمر آموختند . » افزون بر اينكه مراجعه‌ى فراوان خودِ عمر به امام عليه السلام در گرفتارىها ثبوت و شهرت يافته است . و چنان‌چه مردم مدينه در خلافت عمر دين را آموخته‌اند به ناچار آن را از اميرالمؤمنين عليه السلام ، باب مدينة العلم پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ، فرا گرفته‌اند ، نه از عمر كه اين گفته‌اش شهرت يافته است : « اگر على نبود عمر به هلاكت مىرسيد . » و نيز گفته است : « تمام مردم از عمر فقيه‌ترند حتّى خانم‌هاى در حجله » و نيز : « آيا تعجّب نمىكنيد از پيشوايى كه خطا كرد و زنى صحيح عمل كرد ، با پيشوايتان درگير شد و او را شكست داد . »

--> ( 1 ) . همان / 1140 . ( 2 ) . اسدالغابة 3 / 258 . ( 3 ) . تذكرةالحفّاظ 1 / 14 . ( 4 ) . الإصابة 2 / 361 . ( 5 ) . الإصابة 2 / 506 .