السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
739
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
و محبالدّين طبرى گويد : « از ابوالزعراء ، از عبداللَّه كه گفت : « دانشمندان زمين سه نفرند ، دانشمندى در شام ، و دانشمندى در حجاز و دانشمندى در عراق ، امّا دانشمند مردم شام ابوالدرداء است ، و امّا عالم مردم حجاز علىّبنابيطالب مىباشد ، و امّا دانشمند مردم عراق ، برادر شماست و دانشمند مردم شام و دانشمند مردم عراق نيازمند دانش اهل حجاز مىباشند ولى دانشمند اهل حجاز نيازمند آن دو نيست . حضرمى آن رانقل كرد . » « 1 » افزون بر تمام اينها است مراجعهى معاويه - كه خود فرماندار مردم شام است به اميرالمؤمنين عليه السلام در بسيارى از مشكلات ، كه انشاءاللَّه در آينده در مبحث اعلميت از آنها آگاه مىشويد . بصره امّا بصره كه امام عليه السلام خود وارد آن شدند و خطبههاى بسيار و راهنمايىها و موعظههاى ايشان در آن ، بر كسى پوشيده نيست و اگر خواهان تفصيل آن هستيد به تاريخها مراجعه كنيد ، مانند تاريخ ابنجرير طبرى و غير آن . نيز فرماندارى ابنعبّاس از طرف او بر بصره بر كسى پوشيده نمىماند كه مردم آن در طول اقامت او ، فقه و تفسير از او آموختند . پس ترديدى نمىماند كه دانش از امام عليه السلام به مردم بصره رسيد . و در اينجا برخى كلمات صريح در آموختن مردم بصره از ابنعبّاس شاگرد امام عليه السلام را برايتان مىآوريم كه از طرف ايشان فرماندار بصره بود : « مدائنى از نعيمبنحفص نقل مىكند كه ابوبكرة گفت : ابنعبّاس نزد ما به بصره آمد در حالى كه در عرب مانندش كسى از نظر جسمى ، علم ، بيان ، زيبايى و كمال نبود . » « 2 » و ابنسعد گويد : « ما را خبر داد عبداللَّهبنجعفر رقى از معتمربنسليمان ، از پدرش ، از حسن كه گفت : نخستين كسى كه در بصره شناخته شد ، عبداللَّهبنعبّاس بود . گفت : او سخنورى با دانشى فراوان بود . گفت : سورهى بقره را خواند و آيه آيه آن را تفسير كرد . » « 3 » و ابنحجر گفت : « زبير با اسنادى از خود ، نقل كرد كه ابنعبّاس در رمضان مردم را شام مىداد ، در حالى كه امير بصره بود و ماه به پايان نمىرسيد مگر آنكه
--> ( 1 ) . الرّياض النضرة 2 / 199 . ( 2 ) . تذكرةالحفّاظ 1 / 38 . الإصابة 2 / 322 . ( 3 ) . الطبقات 2 / 367 .