السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
734
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
ثالثاً : مخالف گفتههاى بزرگان از علماى اهل سنّت است كه به زودى خواهيد شنيد ، كه در آنها صريحاً گفته شده كه انتشار علوم در كشورهاى مختلف از اميرالمؤمنين عليه السلام مىباشد . رابعاً : اگر بپذيريم كه به تمام شهرهاى اسلامى دانش از غير على رسيده است ، چگونه ثابت مىشود كه آنچه به آنها رسيده « دانش از سوى پيامبر » بوده است و كاملًا واضح است كه مجرّد نسبت كلامى به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم اثبات نمىكند كه دانش از ايشان است . والّا لازم مىآيد كه هر كسى ادّعاى ابلاغ از سوى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را بنمايد ، مورد تصديق قرار گيرد كه در اين حالت فسادى به بار مىآيد كه بر كسى پوشيده نمىماند . در حالىكه در زمان خودِ حضرتش صلى الله عليه و آله و سلم دروغگويان فراوان شدند تا اين كه فرمود : « هر كسى از روى عمد بر من دروغ ببندد ، جايگاهش را در آتش بداند . » « 1 » خامساً : بر فرض بپذيريم كه آن دانش پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم باشد ، ولى اين زيانى به ما نمىرساند ، بلكه ضررش براى كسانى است كه آن علم را گرفته و به آن عمل كردهاند ، چون آن را از غيرِ درِ دانش گرفتهاند ، و هر آنچه چنين دريافت شده باشد عمل به آن جايز نيست ؛ بلكه همانند دزدى است و ارتكاب آن اجراى حدّ شرعى به دنبال دارد و از اين رو مولايمان اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : « ما شعار و ياران و خزانهدارِ درها مىباشيم و جز از درها وارد خانهها نمىشوند و هر كس كه از غير درهايش وارد آنها شود ، دزد ناميده مىشود . » گويم : همين اندازه براى ردّ آنچه ابنتيميّه ادّعا كرده و آنچه بر اين كلام بنا كرده است ، بسنده مىباشد و چون عبارتش دربرگيرندهى دروغهاى ديگرى است ، ناچاريم كه دروغهايش را به تفصيل گوشزد كنيم . ابنتيميّه گويد : « امّا در مورد مردم مدينه و مكّه ، اين مطلب آشكار است و همچنين مردم شام و بصره ، جز اندكى از على روايت نمىكردند . »
--> ( 1 ) . من كذب علىّ متعمّداً فليتبوّء مقعده من النّار .