السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

715

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

و به همين ترتيب روش تابعان جريان يافت مانند علىّبن‌الحسين ، محمّدبن‌على ، سعيدبن‌جبير ، نافع‌بن‌جبير ، خارجةبن‌زيد ، ابوسليمان بن عبدالرّحمان ، سليمان‌بن بشار ، عطاءبن‌بشار ، طاووس ، سعيدبن‌مسيّب و فقهاى حرمين و بصره مانند حسن و ابن‌سيرين ، و فقهاى كوفه و تابعان آنان ، مانند علقمه ، أسود ، شعبى و مسروق . و بر اين منوال فقهاى بعدى عمل كردند بدون هرگونه انكارى از كسى در هر دوره‌اى نسبت به كار آنان . و بدان كه اين خبرها هرچند كه آحاد هستند ولى از جهت معنى متواتر مىباشند . مانند خبرهاى رسيده درباره‌ى سخاوت حاتم و شجاعت على پس نشايد كه گوينده‌اى بگويد : آن‌چه در اثبات حجّت‌بودن خبر واحد ذكر كرديد ، خود خبر واحد است و اين متوقّف بر حجّت بودن آن‌هاست پس دور پيش مىآيد . و چنان‌چه دشمنان بگويند : نمىپذيريم كه آنان به آن خبرها عمل كرده‌اند شايد به خبرهاى ديگرى از متن‌هاى متواتر يا خبرهاى واحد همراه با مقياس‌ها و قرائن احوالى كه همراهشان بوده ، عمل كرده باشند . اين گفته وجهى ندارد ؛ چون از سياق آن اخبار دانسته شد كه آنان‌عمل كردند كه عمر گفت : اگر آن را نمىشنيديم به رأى خود قضاوت مىكرديم و از آن‌جا كه پسرش گفت : تا اينكه رافع‌بن‌خديج روايت كرد . . . تا آخر آن حديث . همچنين اگر گفته شود : آن‌چه از پذيرش خبر واحدِ آنان گفتيد ، با انكار آنان نسبت به خبر واحد در رخدادهاى بسيارى ، تعارض دارد ، ابوبكر خبر مغيرة را در مورد ميراث جده انكار كرد تا اينكه روايت محمّدبن‌مسلمة بر آن پيوست . و عمر خبر فاطمه‌بنت قيس در مورد سكونت را انكار كرد ، و عايشه خبر ابن‌عمر را در مورد عذاب‌كشيدن مرد از گريه‌ى خانواده‌اش بر او انكار كرد ، و على خبر معقل‌بن‌أشجعى را در داستان بروع بنت واشق را رد كرد ؛ مىگوييم : آنان به علّت شرايطى كه پيش آمد ، انكار كردند از وجود معارض يا از بين رفتن شرطى ، نه بر اثر احتجاج‌نكردن به آن خبرها در جايگاه خودش . و اين بر باطل‌بودن اصل مطلب دلالت نمىكند . همان‌گونه كه رد بعضى ظاهرهاى كتاب ، و