السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
710
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
چيزى از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم شنيده ، اظهار آن واجب است . پس اگر پذيرش آن بر ما واجب نمىبود ، اظهار آن مانند اظهار نكردنش مىبود . و از آن جمله است فرمودهى خداى متعال : « يا أيّها الَّذينَ آمنوا ان جاءكم فاسق بنبأ فتبيّنوا » « 1 » فرمان به تبيّن و تثبّت ( حقيقتجويى و تأمّل و درنگ ) داده است ، و آن را با امكان خبر آوردن فاسق تعليل نموده است ، چون جارى كردن حكم بر وصف مناسب ، اشعار بر عليّت دارد و اگر واحد بودن خبر مانع از پذيرش بود اين تعليل سودى نداشت ؛ چون عليّت وصف لازم از عليّت وصف عارض منع مىكند . از اين جهت كه اگر كسى بگويد : مرده نمىنويسد ؛ چون قلم و دوات ندارد ، قبيح و سفيه شمرده مىشود ؛ چون اگر مرگ وصف لازم صالحى براى عليّت ممتنع بودن عمل نوشتن از مرده باشد ، تعليل ممتنع بودن نوشتن با وصف عارضى كه نداشتن دوات و قلم است ، محال خواهد شد . و در هر يك از اين تمسّكها اعتراضهايى همراه با پاسخهايش وجود دارد كه براى جلوگيرى از اطناب آنها را نياورديم . گفتهاش : مانند خبر بريرة در هديه . چنين روايت شده كه حضرت صلى الله عليه و آله و سلم گفتهى او را در مورد هديه پذيرفته است . و همچنين خبر سلمان در هديه و صدقه را پذيرفته است . روايت شده است كه سلمان از مردمانى بود كه اسب ابلق را مىپرستيدند ، پس در دلش افتاد كه اين كارى بىپايه است ، و از دينى به دين ديگرى به دنبال يافتن حق مىگرويد تا اين كه يكى از ساكنان صومعه به او گفت : شايد كه خواستار
--> ( 1 ) . حجرات / 6 .