السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

701

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

و خودخواهى خود در ردّ بر اماميّه تلاش مىكند ، بدون توجّه به پىآمدهاى سخنان بيهوده و باطلش . اين مطلبى كه ابن‌تيميه در ردّ حديث مدينة العلم مىآورد راه را براى كفّار هموار مىكند كه بگويند : اگر خداوند دانا به شريعت‌هاى دين و احكام تكليفى بندگان بود و در هر دوره جز يك نفر آن‌ها را ابلاغ نكرد ، امر دين فاسد و شريعت‌ها باطل مىشود ، چون لازمه‌ى تبليغ از سوى خداوند در هر دوره پيامبران به تعداد بسيار است كه ابلاغ آنان به حد تواتر برسد . و همين نقض براى پاسخگويى و رد بر گفته‌ى ابن‌تيميّه بسنده است ، چون هر پاسخى كه بدهد ، همان پاسخ ما بر سخن باطلش خواهد بود . و نيز همان‌گونه كه پيامبرمان صلى الله عليه و آله و سلم به تنهايى براى ابلاغ از سوى خداوند ، بسنده است و با ثابت‌بودن حقّانيّتش نيازى به مشاركت ديگرى در خبر آوردن از سوى خداوند ندارد ، و هم‌چنين در ابلاغ از سوى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم وجود سرورمان حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام كفايت مىكند ، و نياز به مشاركت ديگرى در كار ابلاغ ، هر كس كه باشد ، ندارد ؛ چون حقّانيّت آن‌چه از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ابلاغ مىنمايد ، قطعى و يقينى است و حديث مدينة العلم - اضافه بر ديگر دليلها گواه درست و صحيحى بر آن است و از اين‌جاست كه اهل علم و يقين ، حديث مدينة العلم را دليل عصمت حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام قرار داده‌اند . كه متن گفته‌هاى بزرگان مخالفان را در اين زمينه پيشتر آورديم . در نتيجه : همان‌گونه كه يگانگى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به ابلاغ فرمان‌هاى خداوند ، بعد از ثابت‌شدن حقّانيّتش ، زيانى نمىرساند به همين ترتيب تنهايى امام و ابلاغش از سوى پيامبر ضررى به بار نمىآورد ، بعد از ثابت‌شدن حقّانيّتش با دليل‌هاى بسيار كه حديث مدينة العلم يكى از آن‌ها مىباشد . 4 - باطل بودن اين ادّعا كه مبلّغان بايد از اهل تواتر باشند و امّا سقوط اين گفته‌ى ابن‌تيميّه : « از اين رو مسلمانان متّفق شدند كه جايز نيست دانش او فقط از يك نفر گسترش يابد ، بلكه واجب است مبلّغان اهل تواتر