السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

692

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

عظمتى است كه ابن‌تيميّه بدان‌گونه توصيف كرده است . و چنان‌چه حديث « مدينة العلم » از ساختگىها بود ، مىبايست ابن‌تيميّه ، نوشته‌هاى احمد را در رديف كتاب‌هاى ثعلبى و بغوى و همانندشان قرار مىداد كه از نظر او شامل راست و دروغ مىباشند . ليكن او كتاب‌هاى احمد و امثال او را در مقابل نوشته‌هاى اينان قرار داده . . . همان‌گونه كه در عبارت‌هاى پيشين او ديديد . و اين امر دلالت دارد بر اين كه احمد هر آن‌چه را كه مىشنيده در كتاب‌هايش نمىنوشته است ، چه رسد به اينكه از روى عمد دروغ بنويسد و حديث‌هاى ساختگى را نقل كند . بدين‌گونه باطل‌بودن ادّعاى ابن‌تيميّه با سخن خودش درباره‌ى احمدبن‌حنبل و نوشته‌هايش ، ثابت شد . و نيز ابن‌تيميّه نص دارد كه احمدبن‌حنبل از علمايى است كه جز از افرادى كه ثقه هستند ، چيزى روايت نمىنمايند و روايتى را كه از يك كذّاب نقل شده باشد نقل نمىكنند . متن گفته‌اش چنين است : « برخى در نوشته‌هايشان از كسى كه مىدانند دروغ مىگويد ، روايت نمىكنند ، مانند : مالك ، شعبة ، يحيىبن‌سعيد ، عبدالرّحمان بن مهدى و احمدبن‌حنبل . اينان از كسى كه ثقه نباشد ، روايت نمىنمايند و روايتى را كه بدانند از يك كذّاب نقل شده ، روايت نمىكنند و روايت‌هاى دروغگويانى كه به دروغگويى عمدى شناخته شده‌اند را هم روايت نمىنمايند . » « 1 » پس وقتى كه حال احمدبن‌حنبل نزد ابن‌تيميه چنين است و دانستى كه احمدبن حنبل از طرق متعدّد ، حديث مدينةالعلم را نقل مىكند ، پس اين حديث ساختگى نيست و راويان آن غيرموثّق نيستند ؛ و گرنه احمد آن را نقل نمىكرد . بدين‌گونه سرشكستگى ابن‌تيميّه ، بر پايه‌ى اعتراف خودش در حق احمدبن‌حنبل ، آشكار مىشود و سپاس از آنِ خداوندِ پروردگارِ جهانيان است .

--> ( 1 ) . منهاج‌السنة 4 / 15 .