السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

688

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

اعتماد اخبار حديث ! ! ستايش ابن‌تيميه بر ابن‌معين و احمد مگر يحيىبن‌معين از كسانى نيست كه حديث « أنا مدينة العلم و علىّ بابها » را صحيح دانسته است ؟ اين همان شخصى است كه خود ابن‌تيميه به جلالت قدر و علوّ منزلت او در علم حديث و نقد آن ، اعتراف و اذعان كرده است . بلكه ابن‌تيميّه او را از كسانى كه مرجع تمييز ميان راست و دروغ هستند ، مىشمارد و مىگويد : « در منقولات ، راست و دروغ بسيار است ، و مرجع تمييز اين از آن ، عالمان به حديث هستند ، همان‌گونه كه به نحويين براى تفاوت بين لحن عرب و نحو عرب مراجعه مىشود و براى تشخيص لغت و آن‌چه لغت نيست به عالمان لغت مراجعه مىشود و هم‌چنين علماى شعر و ادب و غير آن ، پس براى هر دانشى بزرگانى هست كه به آن معروف هستند . و علماى حديث والاترين آنان هستند ، مقامى بزرگتر ، صدق برتر ، منزلتى بالاتر و ديندارى بيشترى دارند . آنان بزرگترين مردم در راستگويى ، ديندارى ، امانت‌دارى ، دانش و مهارت و خبرگى در جرح و تعديل هستند . مانند : مالك ، شعبة ، سفيان‌بن‌عيينة ، سفيان ثورى ، يحيىبن‌سعيدقطّان ، عبدالرّحمان‌بن مهدى ، عبداللَّه‌بن‌مبارك ، وكيع‌بن‌جراح ، شافعى ، احمدبن‌حنبل ، اسحاق‌بن‌راهويه ، يحيىبن‌معين ، علىبن‌مدينى ، بخارى ، مسلم ، ابوداوود ، ابوزرعة ، ابوحاتم ، نسائى ، عجلى ، ابواحمدبن‌عدى ، ابوحاتم بستى و ابوالحسن دارقطنى . و مانند اينان بسيارند كه آنان را نمىتوان شمرد ، از اهل علم و دانايى به رجال و جرح و تعديل ، هرچند كه بعضى از بعضى ديگر عالمتر و برخى از برخى عادلتر در ارزش كلام مىباشد ، همان‌گونه كه مردم در ديگر دانش‌ها چنين هستند . » « 1 » پس اگر « يحيىبن‌معين » نزد ابن‌تيميّه در اين جايگاه از جلالت و بزرگى

--> ( 1 ) . منهاج‌السنة 4 / 10 .