السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

676

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

زهد و سيما بنگرد پس به ابوذر نگاه كند . ابن‌عساكر از هجنع‌بن‌قيس ، مرسلًا . » « 1 » 4 - نگاهى به سخن عاصمى درباره‌ى راست‌گويى ابوذر و امّا سخن عاصمى : « نيز درِ راستگويى را برايش قرار داد . . . » آن نيز مانند گفته‌ى پيشين او درباره‌ى زهد ابوذر احتمال هر دو وجه ذكر شده را دارد . اگر مىخواهد بيان كند كه ابوذر به اين صفت نيكو متّصف است ، هيچ يك از مسلمانان بحثى در آن ندارد ، هر چند كه عثمان‌بن‌عفان و پيروانش او را تكذيب كردند و اگر بخواهد او درى از شهر علم در راست‌گويى باشد ، اين به همان دليل پيشين ، باطل است و راستگويى در لهجه ، مستلزم باب مدينة العلم بودن ، نيست . و با آن‌چه آورديم گفته‌اش باطل مىشود . « پس برايش دو دَر جعل كرد : درِ راست‌گويى و درِ زهد » اگر جعل حقيقى را در اين سخن اراده كرده باشد . 5 - تصرّف عاصمى در حديث : « سايه نيفكند . . . » دستكارى عاصمى را در حديث « سايه نيفكند . . » ملاحظه كرديد ؛ چون لفظى كه او آورده است مغاير لفظ اين حديث در كتاب‌هاى هر دو فرقه است و آن‌چه بر زبان مسلمانان مىباشد . امّا وجه اين تصرّف براى ما روشن نشده است . 6 - باطل‌بودن اين ادّعا كه زهد جامع تمام دانش‌هاست و امّا گفته‌اش : « زهد جامع تمام دانش‌هاست » سخنى باطل است ، همان‌گونه كه كاملًا ظاهر است ، زيرا اگر ابوذر جامع تمام دانش‌ها باشد به علّت زهدش در درجه‌ى اميرالمؤمنين عليه السلام در دانش مىبود ، و هيچ‌كس به اين امر ملتزم نمىشود و دلائل دانشمندتر بودن اميرالمؤمنين عليه السلام بىشمار است . بلكه اين گفته‌ى عاصمى مستلزم مساوى بودن ابوذر در دانش با

--> ( 1 ) . كنزالعمّال 11 / 667 .