السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

633

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

6 - / باطل‌بودن اين ادّعا كه عثمان بعد از عمر درِ آن شهر است عاصمى گويد : سپس عثمان‌بن‌عفان سومين در آن شهر در صدق حيا است و فرمايش حضرتش صلى الله عليه و آله و سلم : و راستگوترين امّتم در حيا عثمان‌بن‌عفان است . » گويم : اين نيز باطل است ، چون اين چيزى كه به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نسبت داده بخشى از حديثى ساختگى و طولانى است كه به تفصيل ساختگىبودن آن را پيشتر توضيح داديم . گرچه ثابت كردن شرم براى عثمان جداى از راست بودنش از محالات و ناممكن‌ها مىباشد ، چون هر يك از قضايا و كارهايش و آن‌چه پديد آورد ، دليلى قاطع بر بىشرمى او از خداوند و از مردم است ، تا اين كه مردم جنگيدند و نسبت به او كردند آن‌چه كردند ، سپس او را به بدترين شكل به قتل رساندند . . . و از آن‌جا كه آن قضايا كه بر ضدّ او بر پا مىكنيم ، از ضروريات تاريخى است و هيچ بحث و جدالى را نمىپذيرد ، اين جايگاه را با ذكر آن‌ها به درازا نمىكشيم و صفحه‌ها را با ذكرش سياه نمىكنيم . 7 - / باطل‌بودن اين ادّعا كه أُبىّ از درهاى شهر دانش است سپس عاصمى گويد : و درى از آن أُبىّبن‌كعب است ، از آن‌جا كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم او را به دانش قرآن و قرائتش برترى داده است . فرموده است عليه السلام : و بهترين قارى آنان أبىّبن‌كعب است . و روايت شده : و بهترين قارى آنان براى كتاب خداوند . » گويم : اين ادّعا كه أُبىّبن‌كعب از درهاى شهر دانش است با استناد به ادّعاى اين كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم او را به دانش قرآن و خواندنش برترى داده است ، در نهايت شگفتى است و از چند وجه باطل مىباشد : نخست : از نصوص و حديث‌ها دليلى بر اين كه او درى از آن شهر است ، نيست و اين كه او بهترين اصحاب قرائت قرآن است هرچند صحيح هم باشد هرگز اين اقتضا را ندارد .