السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
623
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
كه سبب افزايش هتك آنان و ظهور كفر و آشكارشدن نفاقشان گردد . . . از اين جهت كه شارحان « المصابيح » و « المشكاة » - هنگامى كه اين حديث تحريفشده را شرح دادهاند ، در حالى كه غفلت كردهاند كه گويندهى آن خودِ شيخين مىباشند در تعليل خشم پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم گويند : « چون آنان با حكم شرع در مورد قريشيان به گمان و تخمين معارضه كردند و به ادّعاى اولياى مشرك خود گواهى دادند . . . پس اين پشتيبانى از اوليايشان ، تعاون بر عدوان بود . » عين عبارت آنان را برايتان نقل مىكنيم تا حقيقت امر اين دو و معنى سخنانشان را در تصديق مشركان بدانيد : فضلاللَّهبنحسن توربشتى در « شرحالمصابيح » گويد : « رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم از اين جهت خشمگين شد كه آنان با حكم شرع در مورد قريشيان به گمان و تخمين معارضه كردند و به ادّعاى اولياى مشرك خود گواهى دادند كه آنان براى فرار از بندگى به اسلام گرويدند نه از روى رغبت به دين ، و حكم شرع دربارهشان چنين بود كه با بيرون رفتن از دايرهى جنگ و چنگ زدن به ريسمان اسلام ، آزاد شدند . پس پشتيبانى از اولياى آنان ، پشتيبانى بر عدوان بود . » « 1 » و خلخالى گويد : « آنان گفتند : آن بندگان را به قريشيان بازگردانيد ، آنگاه رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم به خشم آمد ، چون آنان با حكم شرع به گمان و تخمين معارضه كردند و حكم شرع دربارهى آنان چنين بود كه با بيرون رفتن از دايرهى جنگ ، و چنگ زدن به ريسمان اسلام ، آزاد شوند ، پس پشتيبانى آنان از اولياى آنان ، پشتيبانى بر دشمنى بود . و در فرموده پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم : « ما أراكم تنتهون » ، اگرچه ادات نفى ( كلمه ما ) ظاهراً بر كلمه « أراكم » وارد شده ، ليكن در حقيقت « انتهاء » را نفى مىكند . يعنى مىبينم كه از تعصّب نسبت به اهل مكّه دست برنمىداريد ، تا خداوند كسى را بر شما بفرستد كه بر اين كار گردنهايتان را بزند . يعنى بر اين حكم و از بازگرداندن آنان
--> ( 1 ) . الميسّر في شرح المصابيح : دستنويس است .