السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
62
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
گفت : در اينجا مردى است كه خداوند او را براى اينكار آفريد و دروغ دروغگويان را آشكار فرمود - كه منظورش يحيىبنمعين بود و علىّبنمدينى گويد : كسى از فرزندان آدم را نمىشناسيم كه مانند يحيىبنمعين حديث نوشته باشد . ابوحاتم رازى گويد : اگر مىبينى بغدادى احمدبنحنبل را دوست دارد ، بدان كه او پيروى سُنّت است و اگر ديدى كه يحيىبنمعين را دشمن مىدارد ، بدان كه دروغگو است . » « 1 » 3 - نووى گويد : « او در زمان خودش پيشواى اهل حديث بود و به او اعتماد مىشد . . . بر پيشوايى و ثقهدانستن و حفظ و جلالت و پيشىگرفتن و توانايىاش در اين زمينه همگى بر او اجماع داشتند . . . حالات و فضيلتهايش ، بىشمار است . . . . » « 2 » 4 - ابنخلّكان گويد : « حافظ معروف ، پيشوا و دانشمند و حافظ و با دقّت بود . او صاحب جرح و تعديل است . پيشوايان بزرگ از او روايت كردهاند ؛ از جمله : ابوعبداللَّه محمّدبناسماعيل بخارى و ابوالحسين مسلمبن حجّاج قشيرى و ابوداود سجستانى وحافظانى ديگر . ميان او و امام احمدبنحنبل دوستى و الفت و همكارى فراوانى در علوم حديث بود كه شهرت داشت و نياز به بازگويى و اطاله كلام ندارد . . . . » « 3 » 5 - ابوالفداء ايّوبى گويد : او پيشوا و حافظ بود . . . . » « 4 » 6 - ذهبى گويد : الف : « يحيىبنمعين ، پيشواى حافظ داناى توانا ، بزرگ محدّثان . . . . عبدالرّحمانبن ابوحاتم گفت : از پدرم دربارهى يحيى سؤال شد گفت : امام است . نسائى گفت : ابوزكريا يكى از پيشوايان در حديث ، ثقه و امين است . » « 5 »
--> ( 1 ) . الأنساب : مزى . ( 2 ) . تهذيب الأسماء و اللغات 1 / 156 . ( 3 ) . وفيات الأعيان 6 / 139 . ( 4 ) . المختصر في احوال البشر 2 / 37 . ( 5 ) . سير اعلام النبلاء 11 / 71 .