السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

63

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

ب : « يحيىبن معين امام يگانه ، سرور حافظان . . . يحيىبن‌قطان گفت : پيش از ما ، مانند اين‌دو ، يعنى احمدبن‌حنبل و يحيىبن معين كسى نبود . احمدبن‌حنبل گفت : يحيىبن‌معين در رجال از همگى ما داناتر است . گويم : يحيى مشهورتر از آن است كه شرح مناقبش را به درازا بكشانيم . خنيس‌بن‌مبشر ، يكى از ثقه‌ها ، گفت : يحيىبن‌معين را در خواب ديدم ، گفتم : خداوند نسبت به تو چه كرد ؟ گفت : سيصد حوريه عطا كرد و بخشيد و به ازدواج من درآورد و ميان مردم جايى برايم تدارك ديد . در ذيقعده‌ى سال 233 در مدينةالنّبى صلى الله عليه و آله و سلم غريبانه درگذشت . » « 1 » ج : « امام ابوزكريا يحيىبن معين بغدادىِ حافظ ، يكى از بزرگان قوم و حجةالاسلام . . . حديث‌هايش در كتاب‌هاى شش‌گانه است . » « 2 » د : « امام محدّثان ، فضيلت‌هاى بسيارى دارد . تولّدش به سال 158 بود و در سفر حج در ذيقعده‌ى سال 233 در مدينه مُرد و بر تابوت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم حمل شد . » « 3 » 7 - يافعى : آن‌گونه كه از پيش گفته شد . « 4 » 8 - قنوجى در كتاب « التاج المكلّل / 141 » 5 - روايت سويدبن سعيد از مشايخ مُسلِم و ابن‌ماجه است . ابن‌كثير پس از روايت حديث « انا دارالحكمة . . . . » از ترمذى - گويد : « روايت سويدبن سعيد از شريك از سلمة از صنابحى از على مرفوعا : « من شهر دانشم و على درِ آن است . هر كس دانش را

--> ( 1 ) . تذكرة الحفاظ 2 / 429 . ( 2 ) . العبر في خبر من غبر 1 / 415 . ( 3 ) . الكاشف 2 / 358 . ( 4 ) . مرآة الجنان 2 / 108 .