السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
606
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
حديث ، غرابتى است و استادش ابنتيميه آن را ضعيف دانسته ؛ بلكه ساختگى بودنش را ترجيح داده - از پژوهشگران و حافظان مشهور اهل سنّت است . حافظ ذهبى در ذكر استادان خود گويد : « از امام يگانه حافظ ، داراى فنون ، شمسالدّين محمّدبن احمدبن عبدالهادى حديث شنيدم ، كه در سال هفتصد و پنج يا شش متولّد شد و از قاضى ولىّالدّين عبدالدائم و مطعم حديث شنيد و به رجال و علل الحديث اهتمام ورزيد و برترى يافت و گردآورى كرد ، و به دانشاندوزى و اشتغال در قرائتها و حديث و فقه و اصول و نحو روى آورد و در دانشها دستى گشاده داشت و ذهنى روان داشت . در ماه جمادىالاولى سال 744 درگذشت . » « 1 » و ابنرجب در شرح حال او گويد : « قارى ، فقيه ، محدّث ، حافظ ، منتقد نحوى ، داراى فنون . . . به حديث و فنون آن و معرفت رجال و علّتها اهتمام ورزيد و در آن سرآمد شد و در مذهب فقيه شد و فتوا داد و اصلين و عربى را خواند و در آنها چيرگى يافت و مدّتى ملازم استاد تقىالدّين ابنتيميه شد . . . و با خط دقيق خود بسيار نوشت ، و كتابهاى بسيارى تصنيف كرد . . . » « 2 » و حافظ ابنحجر گويد : « در حديث و فقه و اصول و عربى و غير آنها مهارت يافت . صفدى گويد : اگر زنده بود آيتى مىبود . . . و ذهبى در « معجم المختص » خود گويد : فقيه زبردست ، قارى تجويددان ، محدّث ، حافظ ، نحوى حاذق و داراى فنون ، از من حديث نوشت و از او بهره گرفتم و ابنكثير گفت : او حافظ ، علّامه و منتقد بود . از دانشها آناندازه به دست آورد كه اساتيد بزرگ به آن نمىرسند و در فنون سرآمد شد و كوهى در علل الحديث و نقلها و رجال بود ، فهمى بسيار نيكو و ذهنى صحيح داشت . . . » « 3 » 4 - باطلبودن اين ادّعا كه ابوبكر اوّلين در است ؛ چون درى در رحمت است و چنان كه پيشتر ديديم ، اين نيز گفته عاصمى است :
--> ( 1 ) . تذكرةالحفّاظ 4 / 1508 . ( 2 ) . طبقات ابنرجب 2 / 436 . ( 3 ) . الدّرر الكامنه 3 / 421 .