السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

607

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

« همچنين ابوبكر صدّيق درى از آن خواهد بود كه نخستين و برترين در است ؛ چون پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم او را نخستين فرد در حديثى قرار داد كه يارانش را نام برد و هر يك را به يك ويژگى مخصوص گردانيد ، پس او درى در رحمت و رأفت و شفقت نسبت به مسلمانان بود ، همان‌گونه كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « رحيم‌ترين امّتم ابوبكر است . » و در روايت ديگرى : « رؤوف‌ترين فرد امّتم نسبت به امّتم ابوبكر است . » و رحمت نسبت به مسلمانان جز از ريشه‌ى دانش نيست . » باطل‌بودن اين گفته‌ى او نيز واضح است ؛ چون شواهد نادانى ابوبكر بسيار فراوان است و كسى كه به معنى « الأب » و « الكلالة » و « ارث عمه و خاله » نادان باشد ، چگونه جايز است كه درى براى شهر دانش باشد ؟ ! و چگونه مىتواند نخستين و برترين دَر باشد ؟ ! و پيشتر دانستيد كه حديث يادشده ساختگى است ، پس استدلال به آن باطل مىشود . نمونه‌هايى از سخت‌گيرىهاى ابوبكر افزون بر اين ، در كتاب‌هاى اهل سنّت ، حديث‌ها و نمونه‌هايى است كه نمايان‌گر سختگيرى ابوبكر بر مسلمانان مىباشد كه از نشانه‌هاى باطل‌بودن گفته‌ى اوست كه : « پس او دَرى در رحمت و رأفت و شفقت نسبت به مسلمانان بود » . . . آن‌چه مىآيد از جمله‌ى اين موارد است : 1 - آن‌چه بخارى در كتاب « الأدب » نقل كرده كه : باب اينكه خشم و ناشكيبايى نزد ميهمان كراهت دارد : ما را حديث كرد عيّاش‌بن‌وليد ، از عبدالأعلى ، از سعيد جريرى ، از أبوعثمان ، از عبدالرّحمان بن‌ابوبكر كه گفت : ابوبكر گروهى را ميهمان كرد و به عبدالرّحمان گفت : مواظب ميهمانانت باش ، من نزد پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مىروم ، پيش از آمدن من از پذيرايى آنان فارغ شو . عبدالرّحمان رفت و هر آن‌چه داشت برايشان آورد و گفت : بخوريد . گفتند : صاحب خانه كجاست ؟ گفت : بخوريد . گفتند : ما نمىخوريم تا صاحب خانه بيايد . گفت : پذيرايى ما را بپذيريد ؛ چون اگر بيايد و شما غذا نخورده باشيد ،