السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

584

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نمىتوان يافت . پس گفته‌ى عاصمى شامل وجه ديگرى از دلالت حديث « من شهر دانشم و على در آن است » بر امامت اميرالمؤمنين عليه السلام مىباشد و خداوند با كلمات خود ، احقاق حق مىفرمايد و باطل را با حجّت‌ها و بينات چيره‌اش باطل مىكند . ( 2 ) با سخنى ديگر از عاصمى بدانيد كه عاصمى در كتاب مذكورخود ، سخن ديگرى درباره‌ى حديث « مدينة العلم » دارد كه متن آن چنين است : « گويم : معنى حديث اين است كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مانند شهر است و اگر شهرى مانند پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم باشد ، اينكه داراى درهاى بسيارى باشد ، عجيب نيست ؛ چون شهرى كه همچون پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم باشد ، عجيب نيست كه داراى طول و عرض و وسعت باشد مانند وسيع‌ترين شهر در دنيا و عجيب نيست كه درهاى بسيارى داشته باشد . پس على درى از آن است در قضاوت ، همان‌گونه كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم او را به آن مخصوص گردانيد : ما را خبر داد حسين‌بن محمّد بستى ، از عبداللَّه‌بن ابومنصور ، از محمّدبن‌بشر ، از محمّدبن‌ادريس ، از محمّدبن عبداللَّه‌بن مثنى ، از حميد از انس كه گفت : على قضاوتى كرد ، اين خبر به رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم رسيد ، شگفت‌زده شد و گفت : « سپاس خداوندى را كه حكمت را در ما اهل بيت قرار داد » و گفت : رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم او را براى قضاوت به يمن فرستاد . او گفت : « اى رسول‌خدا دانشى در قضاوت ندارم . » پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم دستش را بر سينه‌ى او گذارد و گفت : « خداوندا قلبش را هدايت و زبانش را راستى و درستى بخش . » گفت : در قضاوتى ميان دو نفر ترديد نكردم تا اكنون كه در اين‌جا نشستم . همچنين ابوبكر صدّيق درى از آن خواهد بود كه نخستين و برترين در است ؛ چون پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم او را نخستين فرد در حديثى قرار داد كه يارانش را نام برد و هر يك را به يك ويژگى مخصوص گردانيد ، پس او درى در رحمت و رأفت و شفقت نسبت به مسلمانان بود ، همان‌گونه كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « رحيم‌ترين امّتم ابوبكر است . » و در