السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

566

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

و ذهبى در « ميزان الإعتدال » گويد : « احمد گفت : او از دروغ‌گوترين مردم است و يحيى گفت : به دروغ‌گويى و ساختن حديث معروف است . يعقوب فسوى گويد : حديثش نوشته نمىشود و نسائى و دارقطنى گفتند : متروك است و فلّاس گفت : صراحتاً وضع و حديث سازى مىكرد . . . و يزيدبن‌مروان خلّال گفت : حديث كرد ما را اسحاق‌بن‌نجيح ، از عطا ، از ابوهريرة مرفوعاً : براى هر پيامبرى دوستى از امّتش مىباشد و دوست من عثمان است . و اين نيز باطل است و دليل بر آن گفته‌ى ايشان عليه السلام است : اگر از اين امّت دوستى مىگرفتم ، ابوبكر را به عنوان دوست برمىگزيدم . احمدبن‌حنبل نسبت به آن‌چه پسرش عبداللَّه از او روايت كرد ، گويد : اسحاق‌بن‌نجيح از دروغ‌گوترين مردمان است . از پيامبر و ابن‌سيرين با رأى و نظر ابوحنيفه حديث نقل مىكند . و احمدبن‌محمّد قاسم‌بن‌محرز گويد : شنيدم يحيىبن‌معين مىگويد : اسحاق‌بن‌نجيح ملطى بسيار دروغ‌گو ، دشمن خداوند ، مردى بد و خبيث است . و عبداللَّه‌بن‌على مدينى گويد : از پدرم درباره‌ى اسحاق ملطى پرسيدم ، گفت : چيزى نيست و از اباطيل ملطى است . . . » « 1 » و ذهبى در « المغنى في الضعفاء » درباره‌اش چنين گويد : « اسحاق‌بن‌نجيح ملطى از عطاء خراسانى و فرزند نجيح : به ساختن حديث معروف است . » « 2 » و ابن‌حجر گفت : « احمد گويد : اسحاق از دروغ‌گوترين مردمان است ، از البتى - يعنى عثمان - و از ابن‌سيرين با رأى ابوحنيفه حديث نقل مىكند . و ابن‌محرز گفت : شنيدم ابن‌معين گويد : بسيار دروغ‌گو ، دشمن خداوند ، مردى بد و خبيث است . و ابن‌ابىشيبة از او نقل كرده : در بغداد قومى حديث مىساختند ؛ از جمله اسحاق‌بن‌نجيح ملطى و ابن‌ابى مريم از او مىگويد : او در دروغ و جعل حديث معروف بود و عبداللَّه‌بن علىبن مدينى گويد : از پدرم در باره‌اش پرسيدم با دستش اشاره‌اى كرد ؛ يعنى چيزى نيست و او را ضعيف به شمار آورد . و در جاى ديگرى

--> ( 1 ) . ميزان الإعتدال 1 / 200 . ( 2 ) . المغنى في الصنعفاء 1 / 74 .