السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
563
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
حديثش بىپايه است . و بخارى گفت : او را ترك كردهاند حديث نادرست دارد و در جاى ديگر گفت : درباره او سخن نگفتهاند . و نسائى گفت : ثقه نيست . جوزجانى گفت : حديثش متروك است . بخارى گفت : سال 207 مُرد . أبوعروبهى حرانى گفت : اصحاب ، آوردهاند كه سال 210 مُرد . گويم : و ابنسعد گفت : ابوقتاده فضيلت و عبادت داشت ولى در حديث چنين نبود . و بزار گفت : حافظ نبود و به گفتهى ابوحنيفه عفيف و متفقّه بود و نادرست مىگفت و به صواب و درستى برنمىگشت . و ابنحبّان گفت : از عبادتكنندگان جزيره بود ، پس از دقّت غفلت كرد و از روى گمان حديث كرد پس نادرستها در حديثش وارد شده است . پس احتجاج به خبرش جايز نيست . و صالح جزرة گفت : ضعيف سستى است . و حربى گفت : غير از او ثقهتر از اوست و حربى چنين سخنى را دربارهى كسى مىگويد كه بسيار ضعيف است و ابوعروبة گفت : اتّكا بر حافظهاش مىكرد پس خطا مىكرد و ابنعدى گفت : او نزد من كسى نيست كه به عمد دروغ مىگويد ، فقط خطا مىكرد . و أبوداوود گفت : مردم حرّان او را ضعيف مىدانند و احمد از او براى ما حديث نقل كرده است . و گفت : جز اين نيست كه از زبانش برمىآمد . و حاكم ابواحمد گفت : حديثش بر پا و استوار نيست و ابونعيم اصفهانى گفت : از هاشم و ابنجريج منكرهايى روايت كرد . » « 1 » امّا دربارهى ادّعاى سيوطى كه « غير از آن دو » - يعنى غير از احمد و يحيى « ابنواقد » را ثقه شمردهاند ؛ ما در كتابهاى رجال چيزى كه بر آن دلالت كند نيافتيم . و اثبات آن بر عهدهى مدّعى است . . . آرى ، نكوهش دربارهى او را از گروهى از استوانهها آوردهاند افزون بر احمد و يحيى ، آنگونه كه از عبارتهاى « الميزان » و « تهذيبالتّهذيب » و همچنين در ديگر كتابها دانسته شد . . . پس در « الضعفاء و المتروكين » نوشتهى ابنجوزى آمده است : « عبداللَّهبنواقد ، ابوقتادهى حرانى ، به حديث و زهد مشهور است . ابوحاتم گفت : حديثش بىپايه است و دارقطنى و غير
--> ( 1 ) . تهذيبالتّهذيب 6 / 66 .