السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
564
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
او گفتند : ضعيف است . و امّا احمد گفت : مشكلى ندارد و چه بسا خطا كند و بخارى گفت : او را ترك كردند . » و در « تقريب التهذيب » است : « عبداللَّهبنواقد حرانى ، ابوقتادة اصلش از خراسان است : ترك و رها شده است و احمد او را ستايش مىكرد و گفت : شايد كه مسن شد و ديوانه شد و از نه سالگى تدليس مىكرد . سال 210 درگذشت . » « 1 » وسندى در « مختصر تنزيه الشريعة » گفت : « عبداللَّهبنواقد أبوقتاده حرانى ، يك خبرساختگى وهتك حرمتكننده راروايت كردهكه ذهبى گويد : همان آفت او است . وابنجوزى گفت : درحديث خود دسيسه كرد . و خودش نادان وكمهوش بود . » بلكه سيوطى خودش هم او را سرزنش كرده اين از شگفتىهاى نوين است كه در كتاب الجهاد از « ذيل اللآلى المصنوعة » چنين گفته است : « ديلمى : پدرم خبرم داد ، از عبدالباقىبن محمّد ، از احمدبن محمّدبن عمران ، از حسنبن احمدبن سعيد الرهاوي ، از سعيد ، از عثمانبن مطر ، از قيسبنالربيع ، از ابواسحاق ، از عبداللَّهبنواقد ، از ابوسعيد كه مرفوعاً گويد : كسى كه يك روز ملازم كارى در راه خدا باشد ، ثواب آزادكردن هزار مرد را دارد كه هر يك از آن مردان هزار سال خداوند را عبادت كرده است . عثمانبنمطر متروك و رها شده است و همچنين عبداللَّهبن واقد . » پس به طور خلاصه : ضعيفبودن « عبداللَّهبنواقد » نزد پژوهشگران ثابت است . بلكه وجود او در سند حديث ساختهشده بر ضعف و سستى اين حديث افزوده است كه « اگر من ميان شما مبعوث نمىشدم ، عمر مبعوث مىشد . » و از اينجا ذهبى در « الميزان » اين حديث را به عنوان احاديث ضعيفه به سبب او در شرح حال ابنواقد آورده است ، آنجا كه گويد : « ابوخيثمه مصعببنسعيد ، از عبداللَّهبنواقد ، از حياةبنشريح ، از بكربنعمرو ، از مشرح ، از عقبةبنعامر كه گفت ،
--> ( 1 ) . تقريبالتّهذيب 1 / 459 .