السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
551
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
نمىشناسيم جز از حديث مشرحبنهاعان . » « 1 » ضعيفبودن مشرحبنهاعان پس گوييم : مشرحبنهاعان از محدّثان ضعيف است . ابنجوزى در « الضعفاء و المتروكين » او را چنين ياد كرده است : « مشرحبنهاعان مغافرى مصرى ، به او نمىتوان دليل و حجّت آورد . » و بعد از نكوهش در مورد آن ، كه دومين حديث دربارهى فضايل عمر است ، گويد : « ابنحبان گفت : صحيفههاى مشرح بر او مشتبه شد پس حجّت آوردن به آنها باطل گرديد . » « 2 » و ذهبى گفت : « د . ت . ق : مشرحبنهاعان مصرى ، از عقبةبنعامر ، راستگوست ، ابنحبان او را سست دانسته است و عثمانبنسعيد به نقل از ابنمعين گويد : ثقه است و ابنحبان گويد : كنيهاش أبومصعب است از عقبة منكرهايى روايت مىكند كه از آنها پيروى نمىشود . ليث و ابنلهيعة از او روايت كردهاند . پس درست آن است كه رها شود آنچه كه تنها او آورده است . عقيلى در شرح حال او چنين مىافزايد : گفته شده است : او با حجّاج به مكّه آمد و منجنيق بر كعبه برپا كرد . » « 3 » در شرح حال او در « حسنالمحاضرة » آمده است : « ابنحبان گفت : از عتبة منكرهايى روايت مىشود كه از آنها پيروى نمىشود . » « 4 » پس ضعيفبودن اين مرد و ساقط بودن حديثش آشكار شد ، ابنجوزى در « الضعفاء و المتروكين » و عقيلى در « الضعفاء » او را ياد كرده است . ابنجوزى گفت : « به او حجّت و دليل آورده نمىشود . » و ابنحبّان گفت : « نوشتههايش بر او واژگون شد ، پس حجّت و دليل آوردن به آن باطل شد . »
--> ( 1 ) . صحيح الترمذى 5 / 619 . ( 2 ) . الموضوعات 1 / 321 . ( 3 ) . ميزان الإعتدلال 4 / 117 . ( 4 ) . حسنالمحاضرة 1 / 270 .