السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
552
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
و چه نكوهشى بالاتر از اينكه با حجّاج به مكّه آمد و منجنيق بر كعبه برپا كرد و آيا احتجاج به حديثى از شخصى با اين حال و كردار جايز است ؟ و از اينجا سقوط ثقه شمردن او توسّط ابنمعين به فرض ثابتشدنش آشكار مىشود ، علاوه بر اينكه جرحى كه سبب آن تفسير شد ، بر تعديل مقدّم است كه در جايش توضيح داده شد ، و گويى كه ذهبى اين عيب بزرگ اين مرد را كوچك شمرده و مىگويد : بسيار راستگوست ! ! . . . و سخن ابنحبّان بر واضحبودن سقوط اين حديث مىافزايد كه گويد : « از عقبة منكرهايى روايت مىشود كه از آنها پيروى نمىشود . » و دانستيد كه اين حديث از آنهاست و همچنين گويد : « درست آن است كه رها شود آنچه را كه تنها او آورده است . » و از سخن ترمذى دانستيد كه تنها او اين حديث را نقل كرده است . . . ضعيفبودن بكربنعمرو سپس راوى حديث از مشرح « بكربنعمرومغافرى » است كه او هم مورد طعن و نكوهش قرار گرفته است . ابنحجر گويد : « حاكم گفت : از دارقطنى دربارهى او پرسيدم گفت : كار او محل ترديد و تأمّل است . » « 1 » و ذهبى گفت : « ابوعبداللَّه حاكم گفت : « در كارش بحث و بررسى مىشود . » « 2 » و در تهذيب التّهذيب آمده است : « ابنقطّان گفت : عدالتش را نمىدانيم . » « 3 » و از اينجا ابنحجر عسقلانى او را در مقدّمهى « فتحالبارى » در رديف كسانى از رجال بخارى آورده است كه مورد طعن قرار گرفتهاند . « 4 » حديث از طريق ديگر طبرانى در « المعجمالصغير » از روايت « عصمةبنمالك » حديث را نقل كرده است كه اسناد آن نيز ضعيف است . مناوى گويد : « اگر بعد از من پيامبرى بود ،
--> ( 1 ) . تهذيب التّهذيب 1 / 486 . ( 2 ) . ميزانالإعتدال 1 / 347 . ( 3 ) . تهذيبالتّهذيب 1 / 486 . ( 4 ) . هدى السارى / 391 .