السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

537

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

قرشى بودن ؛ چون مقرر است كه « ائمّه از قريش هستند . » . . . دهلوى گويد : « به ويژه با وجود آن شرط يا بالاتر از آن در غير او ، آن‌گونه كه به روايت اهل سنّت ثابت شد ، مانند : « خداوند چيزى در سينه‌ام نريخت جز اينكه آن را در سينه‌ى ابوبكر ريختم . » گويم : هر كس اندك پژوهشى در اخبار و آثار داشته باشد ، مىداند كه آن سه شيخ در درجه‌ى بالايى از نادانى و نفهمى بودند و علّامه سيّد محمّد قلى گوشه‌هايى از دلائل آن را در « تشييد المطاعن » آورده است ، هر كس كه خواهد به آن مراجعه نمايد . با توجّه به اين حقيقت ثابت و پايدار ، اهل سنّت ، شرط دانايى بالفعل به تمام احكام را در امام قرار نداده‌اند و عموم آنان شرط اجتهاد را بسنده دانسته‌اند ، جز اينكه تعدادى اين شرط را هم نگذاشته و جايز دانسته‌اند كه امام در امور دين مقلّد مجتهدها باشد و اين جز تلاش آنان براى درست كردن خلافت شيخ‌ها نيست . و تفتازانى همه‌ى اين‌ها را در « شرح المقاصد » در بر شمردن شرطهاى امام آورده است ، آن‌جا كه گويد : « جمهور شرط شجاع‌بودن را افزوده‌اند تا از برپا داشتن حدود و پايدارى در برابر دشمنان ، ترسى نداشته باشد ، در اصول و فروع مجتهد باشد تا بتواند امر دين را بر پا دارد و در تدبير كارها ديدگاه و راى داشته باشد تا در سياست مردم خرابكارى نكند . و بعضى ديگر آن‌ها را شرط قرار نداده‌اند ؛ چون به ندرت همه‌ى آن‌ها در يك شخص جمع مىشود و بسنده كرده‌اند به يارى گرفتن از ديگران ، بدين گونه كه كار جنگ‌ها و رويارويى با مشكلات را به شجاعان واگذارد و در كارهاى دينى از مجتهدين فتوا بگيرد و در كارهاى مملكت با دارندگان رأى و بينش صحيح مشورت